تبلیغات
شب مهتابــــــــی - مطالب دی 1395
 
معجزه شکرگذاری-قسمت چهاردهم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 29 دی 1395
زمان :
 10:38 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب



روز چهاردهم

یک روز با نشاط داشته باشید


برای آنکه با نشاطترین روز زندگیتان را داشته باشید و آن را تجربه کنید، میباید برای تمام روز

و پیش از شروع بھ ھر کاری برای آن روز شکرگزار باشید. برای داشتن یک روز با نشاط کافی

است کھ خیلی ساده پیش از آغاز کردن روز، بھ تمام برنامھھاتان بیندیشید و برای خوب پیش رفتن

ھر یک از آنھا، واژهی سپاسگزارم را بگویید. این سادهترین کاری است کھ میتوانید انجام دھید،

این کار تنھا چند دقیقھ از وقتتان را خواھد گرفت ولی تفاوتی در زندگی روزانھی شما ایجاد میکند

کھ باورنکردنی است.

شکرگزار بودن پیش از آغاز روز براساس قانون جذب یک روز با نشاط را برای شما رقم میزند؛

وقتی برای خوب پیش رفتن وقایع زندگیتان شکرگزاری و قدرشناسی میکنید، در نتیجھ خوب پیش

رفتن رویدادھای زندگیتان را تجربھ خواھید کرد.

اگر باور نمیکنید کھ شما یارای آن را دارید کھ برر خُدادھای روزانھتان تأثیر بگذارید، بھ زمانی

بیندیشید کھ با کجخ لُقی و در شرایط بد از خواب برخاستید. در طول روز بدبیاری پشت بدبیاری

نصیبتان شد و ھمھ چیز بد پیش رفت تا اینکھ در پایان روز اعتراف کردید کھ از روی شانس و بھ

صورت اتفاقی روز بدی داشتید. تنھا علت داشتن روزی بد آن بود کھ از صبحخ لُق بدتان را با خود

ھمراه بردید و اینخ لُق بد شما بود کھ باعث شد ھمھ چیز یکی پس از دیگری بد پیش برود.

ھنگامی کھ استفاده از نیروی شکرگزاری را برای تمامی وظایف و رویدادھای زندگی تان بھ اتمام

پایان «! برای خبر بسیار خوبی کھ امروز بھ من میرسد، سپاسگزارم » : رساندید، تمرین را با گفتن

دھید.


مرتبط با : خلوتگاه درون روانشناسی (راه رسیدن به رویاها/خودشناسی/معرفی کتاب/سخنان بزرگان) دانلود کتاب(روانشناسی/شعر/رمان) و معرفی کتاب
برچسب ها : معحزه شکرگزاری-کتاب معجزه شکرگزاری راندا برن-راندا برن-کتاب معجزه شکرگزاری-


دلم گرفته نازنین
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 29 دی 1395
زمان :
 08:30 ب.ظ
نظرات |


http://www.goonagoon-groups.com/


دلم گرفته نازنین برای روزهای خوب با تو بودنم

برای لحظه های پاک در هوای تو

نفس کشیدنم

دلم گرفته نازنین

دلم گرفته نازنین

چقدر این مسیر سبز و صورتی

برای چشم های من

صمیمی است و آشنا است

چقدر این ترانه ها

شبیه بغض بی صداست

چقدر شامگاه غربتم بی انتهاست

دلم گرفته نازنین

مرا ببین

کنار دستخط تو

نشسته ام به انتظار رویش ستاره ها

نگاه کن

به وسعت شکستنم کنار این دوباره ها

دلم گرفته نازنین

از این سکوت پر صدا

از این خطوط خسته کتابهای روی طاقچه ها

دلم گرفته نازنین

دلم گرفته نازنین




مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلم گرفته نازنین-شعر دلتنگی-شعر دلم گرفته نازنین-شعر-


داستان شادشاد کوچولو- قسمت پانزدهم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 سه شنبه 28 دی 1395
زمان :
 10:46 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب



خرس بزرگ قهوه ای هنوز از راه نرسیده بود، اما بچه ها با دیدن استخوان حیوانات خورده شده متوجه حضور

 حیوانی وحشی و بزرگ در اطراف خود شدند. شادشاد گفت:"فکر میکنی کار چه حیوانی بوده است؟" فسقلی

که از ترس بر خود می لرزید گفت:"نمیدانم... شاید شیر یا پلنگ بوده است...شاید هم خرس." شاد شاد گفت:

"مامان گفت در منطقه ما هیچ شیر یا پلنگی زندگی نمی کند. قبلأ پلنگ هایی اینجا زندگی می کردند که آدمها

 همه شان را شکار کردند و نسلشان را منقرض کردند." فسقلی که هراسان به اطراف نگاه میکرد گفت:"فکر

 میکنی کار یک خرس باشد؟"شادشاد به علامت بله، سرش را تکان داد. فسقلی گفت:"بهتر نیست برویم یک

جایی قایم شویم؟ به زودی هوا تاریک می شود و اگر گرفتار یک خرس شویم مطمئنأ زنده نخواهیم ماند."

شادشاد گفت:"تا بحال نشنیده ام خرس ها از سنجابهای کوچک مثل من تغذیه کنند، اما حتمأ خرگوش

میخورند. پس بهتر است اول جایی برای پنهان شدن تو پیدا کنیم."فسقلی از شدت اندوه و نگرانی آهی کشید

و بعد اشکهایش سرازیر شد:"دلم میخواهد به خانه مان برگردم. چهار روز است در جنگل سرگردانیم و هیچ

ردی از مادرهایمان پیدا نکرده ایم. ممکن است آنها مُرده باشند و ما هم به زودی طعمه حیوانات وحشی

خواهیم شد..."شادشاد که خود خیلی ناراحت و غمگین بود، سعی کرد جلوی ریزش اشکهایش را بگیرد

تا بتواند دوستش را دلداری دهد:"مطمئنم آنها زنده هستند و ما پیدایشان می کنیم.بعد همگی با هم به

 خانه برمی گردیم.مطمئنم که..."


مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : داستان دنباله دار-داستان شادشاد کوجولو-داستان های مهتاب-داستان های خودم-


معجزه شکرگذاری-قسمت سیزدهم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 16 دی 1395
زمان :
 09:19 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب




روز سیزدهم

نورمن وینسنت پیل- نویسنده :" تمامی آرزوھاتان را بھ واقعیت تبدیل کنید.تخیل، یک قالیچه پرنده

 واقعی است
".


اگر تمرینھا را روز بھ روز دنبال کرده باشید، تاکنون برای تمام آنچھ کھ دریافت کردهاید یا به دریافتاش ادامه

میدھید، بھ کمک تمرین شکرگزاری شالودهی شگفت انگیزی را بنا نھاده اید. لیکن امروز، روزی ھیجان انگیز

است، چرا که شما درصدد شروع استفاده از قدرت غیرقابل توصیف شکرگزاری برای رؤیاھا و خواستھ ھاتان

ھستید! در خلال سده ھا و دوران گذشته صدھا تمدن بومی مراسم شکرگزاری را پیش از دستیابی به

چیزھایی که میخواسته و میخواھند به صورت سنتی به جا آورده اند، مراسم استادانھ ای را به زحمت ساخته اند

 که تا سرحد امکان بیشترین انرژی را به شکرگزاریشان بیفزایند. مصریھای باستان، طغیان رودخانه نیل را

جشن میگرفتند تا از تداوم جریان آب در رود مطمئن شوند؛



مرتبط با : خلوتگاه درون روانشناسی (راه رسیدن به رویاها/خودشناسی/معرفی کتاب/سخنان بزرگان) دانلود کتاب(روانشناسی/شعر/رمان) و معرفی کتاب


معرفی فیلم کوایدان- Kwaidan
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 8 دی 1395
زمان :
 06:39 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

کوایدن (به معنای داستان های ارواح) فیلمی زیبا ساخت سال 1964 کشور ژاپن و شامل چند افسانه است

به کارگردانی ماساکی کوبایاشی.

نتیجه تصویری برای فیلم کوایدان

افسانه سیاه گیسو ،افسانه زن برفی، افسانه هوویچی بی گوش و یک افسانه ناتمام به نام یک استکان چایی.

خلاصه داستان اول:
مردی که در کیوتو زندگی می‌کند، از زن دوزنده‌اش که او را بسیار دوست دارد جدا می‌شود

 تا برای بدست آوردن وجهه اجتماعی بهتر و پول بیشتر با زن دیگری ازدواج کند. ازدواجش ناموفق است و زن

 دوم او را از خانه‌اش بیرون می‌اندازد. او به پیش زن اولش برمی‌گردد که او را بی هیچ مشکلی می‌پذیرد.

پیش از خواب مرد به وی قول می‌دهد که دیگر هیچوقت او را ترک نکند اما وقتی از خواب برمی‌خیزد می‌بیند

 که از همسرش چیزی جز لباس، موی مشکی و جمجمه‌اش باقی نمانده‌است.

زن برفی مرد جوان هیزم کشی را در سرما از مرگ نجات می دهد
به این شرط که او هیچگاه دراین‌باره با کسی

 سخن نگوید. او به خانه بازگشته و پس از مدتی با زن زیبای جوانی که اخیراً وارد دهکده شده عروسی می‌کند.

 یک دهه بعد، که او صاحب فرزند شده، شبی متوجه شباهت زنش به زن برفی می‌شود و با او درباره زن برفی

می‌گوید؛ زن او که واقعاً همان زن برفی بوده و به خاطر علاقه‌اش به مرد به این شکل درآمده، ناگهان به شکل

 اصلی خود درمی‌آید و پس از یادآوری قول مرد می‌گوید که به خاطر فرزندانش از خون او می‌گذرد و می‌رود.



خلاصه بقیه داستان ها در ادامه مطلب....



مرتبط با : دانلود آهنگ،ترانه یا فیلم و معرفی فیلم یا اشخاص
برچسب ها : معرفی فیلم کوایدان-معرفی فیلم ژآپنی kwaidan-هویچی بی گوش-


فایل موفقیت 5 (دکتر احمد حلت) ثروت
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 5 دی 1395
زمان :
 01:48 ب.ظ
نظرات |

ثروت



http://s9.picofile.com/file/8277821876/IMG_8235.JPG


تکنیک های جذب ثروت و توانگری:

دختران و پسران سرزمینم، ذهن ما سرچشمه ثروت و فقر است. چرا اینقدر آه و ناله می کنید؟

خداوند ثروتش را از کسی دریغ نمی کند، بلکه این خود آدمها هستند که ثروت را از خودشان دریغ

می کنند.

ایمان داشته باشید وقتی ترسهایتان را به خداوند بسپارید، وقتی انرژی مثبت درون را آزاد کنید،

وقتی ظرفتان بزرگ باشد، خداوند به شما برکت خواهد داد.

..............

دانلود فایل


مرتبط با : روانشناسی (راه رسیدن به رویاها/خودشناسی/معرفی کتاب/سخنان بزرگان) دانلود آهنگ،ترانه یا فیلم و معرفی فیلم یا اشخاص
برچسب ها : فایل موفقیت-ثروت-دکتر احمد حلت-حلت-دکتر حلت-احمد حلت-فایل ثروت-


داستان اسرار آینه-قسمت بیست و یکم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 2 دی 1395
زمان :
 07:00 ق.ظ
نظرات | ادامه مطلب

http://s6.picofile.com/file/8217300892/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87.jpg


دادا گفت:"هجده سال بعد در کوچه ای خالی که به پارکی قدیمی منتهی می شد با هم رو به رو شدیم. موهای

بورش پر از تارهای سفید شده بود. با دیدنم لبخند زد و سرش را پایین انداخت. مرا شناخته بود یا یاد چیز

دیگری افتاده بود، نمیدانم. من فقط لبخندش را فهمیدم و حس خوبی که آن لبخند به من می داد. بعد خیلی

ساده از کنار هم گذشتیم. در شهر کوچکمان پیدا کردن او کار سختی نبود. آن زمان علی محمد کاملأ پیر و ناتوان

شده بود، احمد تازه به جوانی رسیده و محمد سال اول دبیرستان بود. زهرا در حیاط خانه با عموزاده هایش

بازی می کرد و لیلا شیرخواره بود." اشک هایش را با گوشه روسریش پاک کرد. هانا با ناراحتی گفت:"خدا


مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : اسرار آینه-داستان اسرار آینه-داستان های خودم-داستان های مهتاب-


 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  تست روانشناسی , روانشناسی , عکاسی های خودم , دلنوشته عاشقانه , دلنوشته , آزمون روانشناسی , داستان های مهتاب , داستان های خودم , داستان دنباله دار , دانلود آهنگ ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ