تبلیغات
شب مهتابــــــــی - مطالب تیر 1394
 
داستان شادشاد کوچولو- قسمت دوم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 29 تیر 1394
زمان :
 04:05 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب




زندگی برای این دوتا موجود قشنگ و کوچولو همیشه خوب پیش میرفت تا زمانی که حادثه ای تلخ

همه چیز رو بهم ریخت...

شادشاد کوچولو و فسقلی (همون خرگوش کوچیک ) اون روز هم مثل روزهای قبل صبح زود برای گل چیدن و

دنبال پروانه ها دویدن ،از خونه بیرون زدن.شادشاد وقتی چشمهاش رو باز کرد اولین صدایی که شنید جیک جیک

گنجشک ها بود و اولین تصویری که دید چهرۀ زیبا و آروم مادرش در حال پوست کندن فندقها برای صبحانه !

مادر گفت:"شادشاد صبحت بخیر.بیا صبحونه بخور عزیزم."شادشاد مثل فرفره از جا پرید و کنار پنجره-که یه سوراخ

مایل رو تنه درخت بود -رفت و با قطره های شبنمی که روی برگها نشسته بود صورتش رو شست.بعد همراه مادر

 کمی فندق نوش جون کرد.به مادرش گفت:"مامان من و فسقلی دیروز یه قارچ عجیب غریب دیدیم ،میخوایم

امروز بریم وچندتاشو پیدا کنیم "و دوان دوان به سمت در رفت.مادر خندید و گفت:"باشه برین اما یادتون

باشه زیاد از خونه دور نشین و قارچ رو هم مزه نکنین.ممکنه سمی باشه.خودت که بهتر میدونی"

شاشاد گفت:"باشه مامان.برای تو هم گل میارم، از همون گل زردا که دوست داری!"و از تنه درخت سُر

خورد و یکراست تا روی زمین رفت...





مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : شادشاد کوچولو-داستان های من-داستان های خودم-داستان های مهتاب-داستان شادشاد کوچولو-


عکاسی های خودم-صفحه اول
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 28 تیر 1394
زمان :
 07:11 ق.ظ
نظرات | ادامه مطلب

سلام دوستان عزیز

این بخش رو تازه اضافه کردم و قراره توش عکاسی های خودم رو بذارم !برای افتتاح تو اولین صفحه چندتا

عکس قدیمی میذارم (به خاطر آرم پایینش معذرت !قبلأ تو چند سایت آپلودش کردم ).میخوام از این به بعد

هفته ای حداقل یه عکس بذارم ،باشد که قبول افتد ! حتمأ ادامۀ مطلب رو مشاهده بفرمایید !


وقتی توت فرنگی و آلبالو سوژه خانم عکاس می شود !



[تصویر: 14345283791.jpg]

گلهای باغچۀ مدرسه !



[تصویر: 14312783532.jpg]

این هم یه سوژه از کلاس زبان !




مرتبط با : عکاسی های خودم
برچسب ها : عکاسی های خودم-


یاد تو
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 22 تیر 1394
زمان :
 08:56 ب.ظ
نظرات |




 "یاد تو"




حتی اگر که نیایی،

نبینمت

یادم نمی رود آن مهربانیت

جاری اگر چه نیست

مهر نگاه تو در دیدگان من

می بندم این دو چشم

ظرف خیال خویش

پر می کنم ز قطره قطره ی آن یاد آشنا

از لابه لای صخره گذرهای روزگار

این سنگدل زمانه ی سد کرده راه عشق

من

چکه

چکه

چکه

یاد تو را جمع می کنم

نوشانده آن زلال عاشقی ات را به کام جان

سیراب اگر که نه

این کام خشک را

با قطره قطره یاد تو

تر می کنم مدام




"
کیوان شاهبداغی"



مرتبط با : شعر و ترانه
برچسب ها : شعر یاد تو-شعر-شعر یاد تو از کیوان شاهبداغی-


بهشت
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 شنبه 20 تیر 1394
زمان :
 08:00 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/391/1172527/window.jpg

یه بار بهشت رو دیدم !وقتی خیلی کم سن و سال بودم......عکسشو تو روزنامه دیدم.اونقدر مسحورش شدم

که برای لحظاتی همه چیز و همه کس رو فراموش کردم....یه خونه بود با پنجره ای در آغوش رزهای صورتی ،

یه پرده  توری نازک و نسیم، گلدون زیبای چسبیده به شیشه و نور درخشان خورشید...... !

سرشار از آرامش !

و میوه های گرد و قرمز اون بوتۀ عجیب ...... چقدر تماشایی و وسوسه کننده بود !




مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب


خود را تغییر دهیم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 19 تیر 1394
زمان :
 04:13 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب


http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/391/1172527/m.jpg


یه متن زیبا پیدا کردم که بد نیست برای شمام بذارم ،اگه براتون جدیده حتمأ بخونین و فک کنین !

تا وقتی من عوض نشم چه فرقی داره مسئولین کشورم کیا باشن؟!

لطفأ به این موارد توجه کنید :


-لطفأ یک یا دو روز در میان حمام بروید و حتمأ هر شب مسواک بزنید.


-قبل از پرتاب فحش به دیگران ،دهانتان را بیست دقیقه ببندید و سکوت کنید،بخصوص درخیابان.

-هر خانواده حداقل هفته ای یک روزنامه مطالعه کنید.

-هر فردی تعهد کند که لااقل هر چند ماه یک کتاب تازه بخواند.

- همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که ما میخواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزانمان هدیه ببریم،خودش عزیز یک نفر دیگر است.

- بفهمیم که زرنگی ضایع کردن حق دیگران نیست ،بلکه رعایت حقوق دیگران به اندازه حقوق خودمان است.هر کس به اندازه ما حق دارد و وقتش با ارزش است.

ادامه مطلب رو مطالعه بفرمایید !


مرتبط با : روانشناسی (راه رسیدن به رویاها/خودشناسی/معرفی کتاب/سخنان بزرگان) پیامک و دلنوشته (فلسفی/عاشقانه/روانشناسی)
برچسب ها : خود را تغییر دهیم-تغییر خویش-


خلقت بی حاصل
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 10 تیر 1394
زمان :
 10:00 ب.ظ
نظرات |



زیباترین گل ها در دشتی روئیدند که هیچ پروانه ای در آن پرواز نمیکرد.....

سرسبزترین درختها زمانی میوه ای دادند که دستی برای چیدن نبود.......

عطر یاس ها در کوچه ای پیچید که بن بست بود.......

چه بیهوده بود سالهایی که برای شکفتن ،برای دیدن خورشید ،رنج کشید و چهره آراست ،گلی که نمیدانست
در بیابان روئیده است !

چه خلقت بی حاصلی ،

گلی که می شکفد برای پژمردن !

خدایا چرا؟؟؟



مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته مهتاب-دلنوشته خودم-


داستان اسرار آینه-قسمت هشتم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 7 تیر 1394
زمان :
 12:37 ق.ظ
نظرات | ادامه مطلب

http://s6.picofile.com/file/8217300892/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87.jpg

هانا حیرتزده به مادربزرگش نگاه کرد که اون لحظه دقیقأ داشت مثل مادر و خواهرایش

حرف میزد.مثل کسی که اصلأ اون رو نمی فهمه.هدیه و مهستی هم دقیقأ همین حرفها را

میزدند.ازش میخواستن سعید رو فراموش کنه ،انگار که دست خودش بود ! دادا در حال

ریختن چایی های خوشرنگ و داغ گفت:
"فرض کن همین الان از این در بیاد داخل !" قلب

هانا تیر کشید.دادا ادامه داد:
"فرض کن با لبخند هم بیاد و بگه ما باز هم با هم دوستیم.

باز هم تو احساس میکنی دوستش داری؟
" هانا گفت:" آره .معلومه که دوستش دارم".و فکر

کرد اگه همچین اتفاقی بیافته ،چیکار میکنه؟شاید بره توی بغلش و گریه کنه.....دادا گفت:


"
پس غرورت چی میشه؟ هیچ از خودت نمی پرسی این مدت کجا بوده؟ چرا رفته؟چرا اصلأ

حالی ازت نپرسیده؟...این چایی ها رو ببر برا مهمونمون.بعدأ درباره این موضوع بازم با هم

صحبت میکنیم
".هانا چایی ها رو برد اما اون روز دیگه پیش دادا برنگشت.چون نمیخواست از

فراموش کردن سعید چیزی بشنوه.چند ساعت بعد رضا و احمد خسته بودن و تو اتاق احمد

خوابیدن.دادا هم تو آشپزخونه روی قالیچه کوچیکی نشسته بود و بافتنی می بافت.در واقع

منتظر بود که اونها بیدار بشن و ازشون پذیرایی کنه شایدم منتظر هانا بود که توی اتاق او

دراز کشیده بود و با اندوه به حرفهای دادا فکر میکرد
.


مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : داستان دنباله دار-داستان های مهتاب-داستان های خودم-اسرار آینه-


دانلود آهنگ زیبای ابی - بهت گفتم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 3 تیر 1394
زمان :
 10:54 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب


بهت گفتم نرو گفتی دلیلی داره هر رفتن

بهت گفتم بمون گفتی بهونه ای میخواد موندن

مسیر ِ عشقمون آخر به سمت ِ یك دو راهی رفت

نمیدونم كه بین ما كی راه ُ اشتباهی رفت

♫♫♫

چیه تكلیف ِ قلبی كه یه عُمری با تو سر كرده

كسی كه با تو راه ُ رفت نمیشه بی تو برگرده

تنم جا مونده روو جاده دلم رفته پی سایه ات

زیر ِ هر سقفی كه هستی نگاهی كن به همسایه ات


به جای خالیِه یك عشق نمیشه هرگز عادت كرد

به تو كه راحتی بی من فقط میشه حسادت كرد

همیشه پُشت تو بودم همیشه رو به روم بودی

نخواستم چیزی از دنیا خود ِ تو آرزوم بودی

 





مرتبط با : شعر و ترانه دانلود آهنگ،ترانه یا فیلم و معرفی فیلم یا اشخاص
برچسب ها : دانلود ترانه بهت گفتم ابی-دانلود آهنگ بهت گفتم ابی-دانلود آهنگ ابی-بهت گفتم-دانلود آهنگ بهت گفتم-دانلود آهنگ ابی-


 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  روانشناسی , داستان های خودم , دلنوشته , داستان دنباله دار , دلنوشته عاشقانه , دانلود آهنگ , تست روانشناسی , آزمون روانشناسی , داستان های مهتاب , عکاسی های خودم ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ