عکاسی های خودم-صفحه بیست و ششم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 شنبه 29 اسفند 1394
زمان :
 06:37 ب.ظ
نظرات |

عکسهای بهاری،آخرین روزهای زمستان 94

http://s6.picofile.com/file/8243814242/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%8694_3_.JPG


http://s7.picofile.com/file/8243814318/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%8694_5_.JPG


مرتبط با : عکاسی های خودم
برچسب ها : عکاسی های خودم-عکاسی های مهتاب-


عکاسی های خودم-صفحه بیست و پنجم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 28 اسفند 1394
زمان :
 06:35 ب.ظ
نظرات |

عکس های بهاری،آخرین روزهای زمستان 94

http://s7.picofile.com/file/8243814168/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%8694_1_.JPG


http://s7.picofile.com/file/8243814192/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%8694_2_.JPG



مرتبط با : عکاسی های خودم
برچسب ها : عکاسی های خودم-عکاسی های مهتاب-


آغاز دوباره (نوروز 95 مبارک )
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 27 اسفند 1394
زمان :
 06:34 ب.ظ
نظرات |


http://s7.picofile.com/file/8243814276/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%8694_4_.JPG


بهار زیبا با گامهای آهستۀ بلندش ،دامن کشان از شهر ما میگذرد.از دور مهی در لباس سفید عروسی

کوه ها را بغل کرده است.درختهای همیشه سبز،سر بر شانۀ آسمان خمیازه می کشند.وقت بیداری

است ! شکوفه ها چهره های زیبایشان را از حجاب برگها بیرون می آورند و سخاوتمندانه به زمین

لبخند می زنند.نسیمی سرد که با آخرین سرمای زمستان 94 در هوا چرخ میزند باز هم به یادم می آورد:

" وقت آغازی دوباره است !"

آغازی برای دوباره زیستن ،بخشیدن و فراموش کردن ،بخشوده شدن و سبکباری ،تکاندن و گردگیری...

میخواهم از نو متولد شوم،انگار که امروز اولین روز زندگی واقعی من است ! امروز را به هیچ قیمتی به

هیچ اندوهی نخواهم فروخت.امروز مال من است تا دستهای تو را بگیرم و چهرۀ ماهت را در آیینۀ

پاک بهار ببینم.دلم میخواد فقط بخندی و بخندی و من با خنده هایت لبخند بزنم.امروز فقط من هستم

و عشق و روزهای آراسته چون سبزه های عید ! خندان مثل کسی که فرصت دارد تا طلوع آفتاب را از

پشت بام تپه های سبز باران خورده تماشا کند.

نوروز 95 پیشاپیش مبارک


مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته بهار 95-نوروز 95-


وقتی كه صبح می شود
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 شنبه 22 اسفند 1394
زمان :
 06:22 ق.ظ
نظرات |


http://s6.picofile.com/file/8212492826/CYMERA_20150916_130924.jpg


در ساعتی كه میان شب و طلوع صبح

انگار آفتاب خواب آلود و خسته است

گرد سپیده توی هوا جاری است و گل

گل نیز مثل من به تماشا نشسته است


 در رخت خواب خود به خدا فكر میكنم

مثل ستاره ای كه در آغوش ماه بود

صبحی به این قشنگی و وسعت برای او

پایان لحظه های خوش پر گناه بود


یك عالمه پرنده چه فریاد میزنند

انگار در آخرین صف خشخاش تازه اند

گنجشكها در این بازار سیاه صبح

نه مشتری، كه خود صاحب مغازه اند


من آرزوی خواب دارم،خواب بیشتر

آنقدر خسته ام كه نمازم شكسته است

درهای آسمان همه باز است رو به دل

اما دلم از آرزوی وصال تو خسته است


هر شب به شكل زلیخا به خواب میروم

در خواب مرا صدا میكنی همه كسم!

هر صبح بی فكر تو آغاز می شود

در بستر وصال تو من مریم مقدسم




 ٩٤/١٢/٢٢ تهران


مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب


عکاسی های خودم-صفحه بیست و چهارم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 17 اسفند 1394
زمان :
 11:43 ب.ظ
نظرات |

عکسهای بهاری (اسفند 94)

http://s6.picofile.com/file/8242308968/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1_2_.jpg

http://s7.picofile.com/file/8242309018/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1_3_.jpg

http://s6.picofile.com/file/8242309318/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1_1_.jpg


مرتبط با : عکاسی های خودم
برچسب ها : عکاسی-عکاسی های خودم-


عکاسی های خودم-صفحه بیست و سوم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 7 اسفند 1394
زمان :
 08:08 ب.ظ
نظرات |

درختان کاج

http://s6.picofile.com/file/8240781926/2_2_.jpg  http://s7.picofile.com/file/8240781942/2_3_.jpg

http://s7.picofile.com/file/8240781892/2_1_.jpg 




عکاسی های خودم-صفحه بیست و دوم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 7 اسفند 1394
زمان :
 08:03 ب.ظ
نظرات |

کاخ سعدآباد

http://s6.picofile.com/file/8240781584/1_1_.jpg


http://s7.picofile.com/file/8240781618/1_3_.jpg


http://s7.picofile.com/file/8240781600/1_2_.jpg


مرتبط با : عکاسی های خودم
برچسب ها : عکاسی های خودم-عکاسی-کاخ سعدآّباد-


 
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
درده قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصه خیال که آمد کدام رفت

بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد
در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز به دارالسلام رفت

نقد دلی که بود مرا صرف باده شد
قلب سیاه بود از آن در حرام رفت

در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
می ده که عمر در سر سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که باده نابش به کام رفت

..............................

 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  داستان دنباله دار , عکاسی های مهتاب , دلنوشته , روانشناسی , دلنوشته عاشقانه , عکاسی های خودم , دانلود آهنگ , آزمون روانشناسی , داستان های مهتاب , تست روانشناسی ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic