دانلود کتاب رمان روانشناسی SYBEL
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 28 دی 1394
زمان :
 09:42 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب


http://s7.picofile.com/file/8233400342/sybell.jpg


کتاب زیبای سیبل داستان دختریه که لحظاتی از زندگیش رو گم کرده و نمیدونه به چه علت دچار این

فراموشی ها شده،او همچنین از ناراحتی های شدید روحی و احساس بی ارزشی و ترس های بی دلیل

رنج میبره.ملاقات با یه روانپزشک خانم که شخصیت اون رو تحلیل می کنه پرده از اسرار شومی برمیداره

که در گذشته برای سیبل اتفاق افتاده و حتی خود روانپزشک هم از درک و هضم این وقایع عاجزه.

علی رغم انتقادهایی که از روانپزشک معالج سیبل شده و بعضی ها گفتن که تشخیص اون شاید حتی

اشتباه هم بوده باشه ،کتاب سیبل یک کتاب بسیار جذاب و خواندنی با مضمونی تلخ و پر از درده.و قویأ

توصیه میکنم که اگر به روانشناسی و مضامینی از این قبیل علاقه دارید ،خوندن این کتاب رو از دست

ندید !به لطف فضای مجازی ،پیدا کردن خیلی از کتابها بسیار آسون شده و ای کاش ما قدر بدونیم و

همیشه در حال خوندن باشیم !دانلود این کتاب زیبا در ادامه مطلب !برای دیدن ادامه مطلب روی عنوان

این پُست یا روی کلمه ادامه مطلب در بالای پُست کلیک بفرمایید.


مرتبط با : دانلود کتاب(روانشناسی/شعر/رمان) و معرفی کتاب
برچسب ها : دانلود کتاب سیبل-دانلود رمان روانشناسی سیبل-دانلود رمان روانشناسی SYBEL-


عکاسی های خودم-صفحه نوزدهم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 25 دی 1394
زمان :
 11:49 ق.ظ
نظرات |

طلوع آفتاب


[تصویر: 14521511812.jpg]


رسالت،ساعت 5 بعدازظهر

[تصویر: 14521511811.jpg]


عکسی از پارسال

[تصویر: 14522814451.jpg]



مرتبط با : عکاسی های خودم
برچسب ها : عکاسی های خودم-


دانلود آهنگ An Eisai Ena Asteri
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 24 دی 1394
زمان :
 08:23 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب


آهنگ زیبای   An Eisai Ena Asteri      -
خواننده    Nikos Vertis


گویا آهنگ یونانی هست ،بسیاااااااااار هم زیباست ،حتمأ دانلود کنید


http://s6.picofile.com/file/8233384618/CYMERA_20160114_192140.jpg


دانلود در ادامه مطلب


مرتبط با : دانلود آهنگ،ترانه یا فیلم و معرفی فیلم یا اشخاص
برچسب ها : دانلود آهنگ-آهنگ یونانی-آهنگ زیبای An Eisai Ena Asteri --


دلگیرم از دنیا
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 21 دی 1394
زمان :
 08:12 ب.ظ
نظرات |



دلم گرفته است.... به اندازه تمام روزهایی که در تنهایی به دیوارها فکر میکردم.تمام روزهایی که به یاد

می آوردم که دختران ده ساله چقدر میتوانند غمگین باشند....جاسیگاری ها ،انعکاس خورشید در جوی

آب ،کلوچه های گرم و شیرین و گلبرگهای قرمز درخت انار روی موزائیک های خیس از نفت.....دلم گرفته

است .مثل تمام شبهایی که ماه توی آسمان در میان ساختمانهای کوتاه و بلند ،تنها ایستاده بود و به

افول خود فکر میکرد.... دلم گرفته است مثل خودم. مثل دستخطی کج و معوج و دردی که در بازویم

می پیچد.... نه این تمام خاطرۀ من نبود ! من چیزی داشتم بزرگتر از بادکنکهای قرمز و صورتی ،شاید

بلندتر از قامت درختها و حصار ها .من چیزی داشتم که عروسک نبود ! رنگی به درخشانی خورشید ،

شعله ای به گرمای کف بینی فالگیرها.... به زیبایی صدای جیرجیرکها در آسمان لایتناهی شب .من

در خاطره هایم چیزی داشتم مثل امید ،بلند پرواز و هوس انگیز .مثل تکرار جمله های زیبا در زیرزمین ها

و سالنهای تاریک.... مثل احساس خوب گم شدن در صف نماز جماعت ،گناهکارانه در میان جماعت

بیخیال ! با امید زندگی در خیال .


مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب


داستان اسرار آینه-قسمت چهاردهم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 21 دی 1394
زمان :
 06:17 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

http://s6.picofile.com/file/8217300892/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87.jpg


دادا پشت دار قالی نشسته بود.چشم هاش شبیه دو ستارۀ شفاف و زیبا می درخشید.صداهایی از اتاق

بغلی شنیده میشد.هانا احساس میکرد مثل یه ابر سبک و لطیف شده .از اتاق بغلی صدای بهم خوردن

استکان چای مهمانها به گوش میرسید.صدای زنی بلند گفت:" چایی بیاور دختر !" و قبل از آنکه هانا

متوجه وقایع شود ،همه چیز در مهی سفید و شفاف فرو رفت.در چند ثانیه صحنه عوض شد.دختر زیبایی

که حالا مادربزرگش بود ،کنار چشمه ایستاده بود .هنوز در روستایشان
آب لوله کشی نداشتند.گونه های

دختر گلگون بود و دستهایش می لرزید.کوزه بزرگی در دستش بود و هنگام پر کردنش هر از گاهی سرش

را بلند می کرد و به نقطه ای در آن اطراف می نگریست.هانا رد نگاه مادربزرگش را دنبال کرد و چشمش

به سرباز جوانی افتاد که گوشه ای منتظر ایستاده بود .



مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : اسرار آینه-داستان اسرار آینه-داستان های خودم-داستان های مهتاب-


عکاسی های خودم-صفحه هجدهم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 سه شنبه 15 دی 1394
زمان :
 10:21 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

غروب آفتاب

[تصویر: 14520184001.jpg]



میوه شب یلدا


[تصویر: 14520186681.jpg]




مرتبط با : عکاسی های خودم
برچسب ها : عکاسی-


 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  آزمون روانشناسی , دانلود آهنگ , داستان دنباله دار , دلنوشته , داستان های مهتاب , عکاسی های خودم , دلنوشته عاشقانه , داستان های خودم , تست روانشناسی , روانشناسی ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ