تبلیغات
شب مهتابــــــــی - مطالب شهریور 1393
 
تولد تولد تولدم مبارکــــــــــــــــــــــــــ
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 30 شهریور 1393
زمان :
 09:19 ب.ظ
نظرات |

هرچند از بالا رفتن سنم اصلأ خوشحال نیستم و دلم میخواد برگردم به 20 سالگیم اما دنیاست دیگه!منتظر کسی نمیمونه....زمان میگذره چه ما دلمون بخواد و چه نخواد!امیدوارم امسال دیگه اشتباهات گذشته ام رو تکرار نکنم و از فرصتهام بهتر استفاده کنم.بیشتر بخندم و بیشتر قدر لحظه هام رو بدونم!

فردا تولدمه!و از الان دارم هدیه هام رو میگیرم!یکی از زیباترین این هدیه ها شعریه که دوست عزیزی(محسن .ن) برام فرستاده

 

امشب
ماه تابان
ستاره درخشان
می کند روشن
افق های دور و کور را
تنهای تنها بلوغ کرده
برای بیداری زمان،
دوباره سروی می روید
سروی به بلندای نام "مهتاب".



مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : تولد-تولد من-تولد مبارک-جشن تولد-


شب و تنهایی
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 27 شهریور 1393
زمان :
 08:46 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب



شب است،شبی مثل شبهای دیگر پر از صدای تلویزیون و طعم قندِ آب شده در چایی.
در خلوت تنهاییم نشسته ام و از دریچۀ این شبِ خنک به تاریک ترین لحظه هایم می اندیشم..
یادم می آید در زمستانی سرد در مکانی دور و غریب،در کنار دوستانی که فکر میکردم می شناسمشان،به سرعت راه می رفتیم.چنان تند گام برمیداشتیم که انگار اگر ثانیه ای دیر کنیم بلیط آخرین پروازمان را از دست می دهیم.نمیدانستم مقصدمان کجاست و دلیل این همه سرعت و ترس چیست؟تمام آنچه که می دیدم برفهای نیمه آب شدۀ روی زمین بود و تعارفهایی بی معنی که بینمان رد و بدل میشد.بالاخره به خانه ای رسیدیم که برایم آشنا بود،شبیه خانه ای که در کودکی بارها در آن بازی کرده بودم،اما چقدر سرد و غریب بود!آنجا بود که دیدم باید از دوستان جدا شوم...آنجا بود که فهمیدم ما خیلی پیش از این از هم جدا شده ایم و من این را نمیدانستم...آن خانۀ قدیمی منزلگاه من نبود،فقط توقفگاهی بود که راهم را از تمام آنچه در زندگیم می پنداشتم که می شناسم،جدا میکرد.آنجا تنهایی مکانی برای بیداری من بود تا به خود بیایم و از خوابی که با واقعیت اشتباهش گرفته بودم،بیدار شوم....
بالاخره بیدار شدم،اما زمانی که دیگر خیلی


مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب نامه ها و خاطره ها


دانلود کتاب صوتی آیین جان(بصورت فایل های جداگانه)فایل 1 تا 5
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 سه شنبه 25 شهریور 1393
زمان :
 02:42 ب.ظ
نظرات |




با سلام.دوستان عزیزم در این پست میخوام لینک دانلود فایل های جداگانۀ کتاب آیین جان برای دوستانی که نتونستن کتاب رو بصورت یکجا در قالب فایل zip دریافت کنن،قرار بدم.(15 فایل)

امیدوارم مورد توجهتون واقع بشه و ازش استفاده ببرین

کتاب زیبای آیین جان توسط دن میلمن نوشته شده و مترجم آن نیکی کهن مویی است.داستان در مورد ملاقات شخصیت اصلی کتاب با پیر دانایی است که در کوهستان زندگی میکند.این پیر دانا زنی است که چشم دل انسان ها را به روی واقعیت هستی باز میکند و در واقع نمادی از خرد ناخودآگاه ماست.

متن پشت جلد:

داستان تمثیلی آیین جان به اکتشاف راز هستی و قوانین روحانی شکل دهنده و حاکم بر آن می پردازد و روش هایی کاربردی برای ایجاد معنا و تعیین راه در زندگی ارائه می دهد.راوی در کوه با پیرزن خردمندی ملاقات میکند که او را به سفری اودیسه وار در جهان روح می برد.این زن با داستان ها،آزمون ها و تجربه های این سفر وحشی،قوانین بنیادین تعادل،انتخاب،پیشرفت،حضور،شفقت،ایمان،توقع،شرافت،عمل،چرخه ها،تسلیم و وحدت را بیان می کند.آیین جان روشنگر راهی است به سوی آرامش درونی و توانایی نهان انسان برای رسیدن به معنایی ژرف تر از معنا،ارتباط و هماهنگی با سراسر جهان خلقت.

این کتاب می تواند در سفر زندگی از بهترین همسفران هر خواننده ای باشد.

این کتاب صوتی رو فقط از وبلاگ شب مهتابـــــــی میتونید دانلود کنید!


آیین جان 1
آیین جان 2
آیین جان 3
آیین جان 4
آیین جان 5
بقیه لینک ها رو به زودی در پست تازه ای در اختیار شما میذارم.

شاد باشید


مرتبط با : روانشناسی (راه رسیدن به رویاها/خودشناسی/معرفی کتاب/سخنان بزرگان) دانلود کتاب(روانشناسی/شعر/رمان) و معرفی کتاب
برچسب ها : دانلود کتاب صوتی-کتاب صوتی آیین جان-کتاب آیین جان نویسنده دن میلمن-


مسافرت
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 شنبه 22 شهریور 1393
زمان :
 03:00 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب



عزیزای دلم،همراهان شب مهتابـــــــــی مخصوصأ شما دخترای گلی که زیر پستِ "چگونه بفهمیم مردی تمایل به ازدواج با ما دارد؟"سوالاتتون رو از من می پرسین؛چند روزی به مسافرت میرم و نمیتونم پاسخگوی سوالاتتون باشم.
بنابراین اگه دیر جواب دادم ناراحت نشین.

به خدا می سپارمتون


مرتبط با : نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : مسافرت-نامه ها و خاطره ها-نامه های مهتاب-


خداحافظ خاطرات گذشته
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 16 شهریور 1393
زمان :
 10:45 ق.ظ
نظرات | ادامه مطلب



دیروز تمام دفترهای خاطراتم رو پاره کردم.نوشته هایی که از سیزده سالگی نگه داشته بودم!
احساس کردم نگهداشتنشون بی فایده است!جز اینکه کنجکاوی دیگران رو تحریک کنهبرای آخرین بار نگاهی بهشون انداختم.به دستخطم که در طی بیش از 15 سال چطور تغییر کرده بود!به نقاشی هام!به نوشته هام!از خوندن اولین خاطره ام خنده ام گرفت....از اینکه خودم رو شاعر و نویسنده و نقاش میدونستم!!!!
اینم عکسایی از خاطرات گذشته ام...


مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب نامه ها و خاطره ها


تست روانشناسی:5 شماره بنویسید
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 14 شهریور 1393
زمان :
 09:58 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

از بالا به پایین اعداد ۱ تا ۵ رو به صورت ستونی زیر هم بنویسید

مرحله ی اول - جلوی عدد های « ۱ » و « ۲ » شما باید اسم دو تا حیوان رو به ترتیبی که دوستشون دارین بنویسین . یعنی اونی که بیشتر دوستش دارین میشه شماره ی یک و اون یکی ، میشه شماره ی دو .

مرحله دوم - حال جلوی اسم هر کدوم از حیواناتی که نوشتین، سه تا خصوصیت حیوان رو بنویسید که به خاطر اون خصوصیت ، اون حیون رو دوست دارین .

مرحله ســـوم - جلوی شماره های« 3 » و « 4 » به ترتیب عبارتهای « دریــــــا » و « جنــــــگل » رو بنویسید

مرحله چهـــارم - تو ذهنتون دریا رو مجسم کنین ، انگار که الان رو به روتونه. . . و جلوی عبارت « دریــــــــا » ، سهتا نظر در باره ی دریا بنویسین . هر ویژگی خوب یا بد که به نظرتون می رسه ، چه از دریا خوشتون میاد یا چه بدتون میاد . هر جور که در باره اش فکر می کنین .

مرحله پنجـــم - در مورد « جنگل » هم مثل مرحله ۴ عمل کنین . طوری جنگل رو تجسم کنین که انگار الان داخلش هستین و بعد ۳ تا نظر در بارش بنویسین .چه خوب چه بد مهم نیست .

اینجوری می شه :



مرتبط با : تست روانشناسی
برچسب ها : تست روانشناسی-آزمون روانشناسی-تست شخصیت-آزمون شخصیت-


داستان اسرار آینه-قسمت اول
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 9 شهریور 1393
زمان :
 12:03 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

http://s6.picofile.com/file/8217300892/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87.jpg

هانا بقیه پولش رو از راننده گرفت و در حالی که چمدانش رو  روی زمین می کشید به تابلوی کوچیکی
در ورودی کوچه نگاه کرد:"بن بست"صدای چرخ های چمدان روی آسفالت ناموزون صدای بدی می داد.
تو اون کوچه به جز خونه مادربزرگ فقط یه خونه دیگه وجود داشت،خونۀ تنها دوست مادربزرگ شمسی
خانوم
.به انتهای اون کوچه باریک که رسید مادربزرگ رو دید که لباس کُردی مشکی قشنگی با گلهای ریز
قرمز پوشیده و یه روسری کُردی هم سرش بود و از دور با سلام و صلوات به استقبالش اومده بود:"سلام
دادا"دادا شروع کرد به محکم بوسیدنش:"سلام عزیزِ دادا.حالت چطوره؟مادرت حالش چطوره؟....این
چمدونو بده ببرم داخل."-"نه دادا،خودم میبرم.شما زحمت نکش.."وارد حیاط پر از دار و درخت شدن.
هانا به اون خونۀ پر رمز و راز نگاه کرد،پنجره های بزرگ و تمیز و پرده های توری سفید مایل به زرد.از
خیسی زمین معلوم بود که دادا یکی دوساعت قبل اونجا رو آب و جارو کرده.چند پله قدیمی حیاط رو به
تراس کوچیک قشنگی وصل میکرد که جای چای خوردن های دادا بود.



مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : داستان دنباله دار-اسرار آینه-داستان های خودم-


خلوتگاه درون 17( دعای معراج همراه با معنی کامل )
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 6 شهریور 1393
زمان :
 04:15 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب


  این دعا یکی از دعاهای مورد علاقمه که خیلی کمکم کرده تو زندگی.امیدوارم برای شما هم کمک

 کننده باشه. از اونجا که معنی کاملش توی اینترنت نبود،خودم تایپش کردم و برای استفاده شما

 عزیزان اینجا قرارش میدم. ممنون میشم که در آخر دعاتون من رو هم فراموش نکنین.


« بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم »

« یا سَیِّدُ یا سَنَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَهُ المُستَنَدُ اجْعَلْ لی فَرَجًا و مَخْرجًا مِمّا اَنَا فیهِ وَاکْفِنی فیهِ و اَعُوذُبِکَ

بِسم اللهِ التّاماتِ یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ یا رَحمانُ یا رحمانُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ  یا رَحیمُ یا خالِقُ یا

رازِقُ یا بارئُ یا اَوَلُ یا اخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا مالِکُ یا قادِرُ یا واهِبُ یا  وَهّابُ یا تَوّابُ یا حَکیمُ یا سَمیعُ

یا بصیرُ یا غَفورُ یا رَحیمُ یا غافِرُ یا شَکورُ یا عالِمُ یا عادِلُ یا کریمُ یا حلیمُ یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَؤُفُ یا وترُ

یا مُغیثُ یا مُجیبُ یاحَبیبُ یا مُنیبُ یا رَقیبُ یا مُعیدُ یا حافِظ یا قابِضُ یا حَیُّ یا مالِکُ یا باعثُ یا وارثُ

یا رَحیمُ یا فاتِحُ یا فارجُ یا فاخِرُ یا مُعِزُّ یا مُذِّلُ یا مُعینُ یا مُبینُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا کَفیلُ یا وکیلُ یا دَلیلُ

یا حَیُّ یا قَیّومُ یا جَبّارُ  یا غَفّارُ یا حنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا غُفرانُ یا بُرهانُ یا سُبحانُ یا مُستَعانُ یا سُلطانُ

یا امینُ یا مؤمِنُ یا مُتَکَبِّرُیا شَکورُ یاعَزیزُ یا عَلِیُّ یا وَفیُّ یا زَکِیُّ یا قَوِیُّ یا غَنِیُّ یا مُحِقُّ یا مُعطی یا اخِرُ یا

احسَنَ الخالِقینَ یا خیرَ الرّازقینَ یا خیرَالغافِرینَ یا خیرَ المُحسِنینَ یا خیرَا  لنّاصرینَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ یا

نورَ السماواتِ و الاَرضَ یا هادیَ المُضِّلینَ یا دَلیلَ المُتَحیِّرینَ  یا خالِقَ کُلِّ شَی ءٍ یا فاطِرَ السَّماواتِ وَ

الاَرضِ یا هادیَ المُضِلّینَ یا مُفَتِّح الاَبوابِ یا مُسَبِّبَ الاسبابِ یا رَفیعَ الدَّرجاتِ یا مُجیبَ الدَّعواتِ یا وَلِیَّ

الحَسَناتِ یا غافِرَ الخَطیئاتِ یا مُحیِیَ  الاَمواتِ یا ضاعِفَ الدَّرَجاتِ یا ضاعِفَ الحسناتِ یا دافِعَ البَلِیّاتِ

اللّهم احْفَظ صاحِبِ هذَا  الدُّعاءِ مِنَ القَحطِ و الطّاعونِ و الزِّلزلَةِ وَ الفُجاةِ وَ الوَباءِ وَ مِن شرِِّ الاَعداءِ و مِن

شَرِّ الجِنِّ  و الاِ نسِ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلّا هُوَ الحَیُّ القَیّومُ وَ بِحَقِّ کهیعص وَ بِحَقِّ حمعسق وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

 المُصطَفی وَ بِحَقِّ علیٍّ المُرتَضی وَ الائمةِ الهُدی وَ بِحَقِّ اللَّوح وَ القَلَم وَ الکرسِیِّ وَ العَرشِ وَ بِحَقِّ

فَسَیَکفیکَهُمُ اللهُ وَهُوَ السَّمیعُ العَلیمُ اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُعاءِ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذی  شَرّ وَ مِنْ شَرِّ طارقِ

اللَّیل وَ النَّهارِ وَ مِنْ شَرِّ والِدٍ وَ ما وَلَدَ وَ مِنْ شَرِّ ما یَلِجُ فِی الاَرْضِ وَ ما یخْرُجُ مِنْهُما وَ هُوَ تاغَفورُ الرَّحیمُ

اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُّعاءِ مِنْ شَرِّ الاَعداءِ وَ مِنْ  شَرِّ جَمیعِ المِحْنَةِ وَالدّاءِ وَمِنْ شَرِّ النَّفاثاتِ فِی

العُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ یا رَبِّ بعزَّتکَ  یا عَزیزُ وَ القَهرُ بِلُطفِکَ وَالرَّحمَة رَحمَتُکَ یا واهِبَ العَطایا

یا دافِعَ الْبلایا یا غافِرَالخَطایا یا  ستّارُ العُیوب یا نورَالغُیوب یا نورَالقلوب یا حَبیبَ القلوب یا قاضیَ

الْحاجات یا رَحمنَ الدُّنیا وَالاخِرة یا ارحَمَ الرّاحِمین بِحَقِّ الیَ الله تَصیرُ الاُمورُ اللهُمَ اِنّی اَستَودِعُکَ نَفسی

وَ روحی وَ  مالی وَاولادی وَ جَمیعَ ما اَنعَمتَ عَلَیَّ فی الدُّنیا وَالاخرة اِنَّهُ لا یُضیعُ صَنایِعُکَ یَصونُکَ وَ

مَحفوظُکَ وَ مامولُکَ لا یُجیرُنی اَحَدٌ مِنکَ وَ لَن اَجِدُ مِن دونِهِ مُلتَحَداً اللّهمَّ رَبَّنا آتِنا فی  الدُّنیا حَسَنَة وَ

فی الاخِرةِ حَسَنَة وَقِنا عَذابَ النّار وَ عذابَ القَبر بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ »

ترجمه دعای معراج در ادامه مطلب




مرتبط با : خلوتگاه درون
برچسب ها : دعای معراج-دعای معراج با معنی-دعای معراج همراه با معنی-




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]




 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  دلنوشته , روانشناسی , داستان های مهتاب , داستان دنباله دار , آزمون روانشناسی , دانلود آهنگ , دلنوشته عاشقانه , تست روانشناسی , عکاسی های خودم , داستان های خودم ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ