دانلود آهنگ جان جوانی -ابی
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 29 بهمن 1393
زمان :
 05:54 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب و دانلود آهنگ جان جوانی



برای با تو بودنم راه ستاره رفته ام


هر سفر ثانیه راه من به شماره رفته ام


هزار پنجره نگاه در انتظار ساختم


روح غرور مرده را در اشک خود شناختم


جان جوانی مرا پیر ترانه کرده ای


زبان احساس مرا تو عاشقانه کرده ای


اسم مرا صدا بزن به قصه دعوتم بکن


به خواب روی شانه ات بیا بد عادتم بکن


جان جوانی مرا پیر ترانه کرده ای


زبان احساس مرا تو عاشقانه کرده ای


مرا به خلوتت ببر جان بده به نگاه من


ببوس تا پاک شود در عشق تو گناه من


 ................

شبانه با نگاه تو رنگ سپیده می شود




مرتبط با : دانلود آهنگ،ترانه یا فیلم و معرفی فیلم یا اشخاص
برچسب ها : دانلود آهنگ جان جوانی-دانلود آهنگ ابی-جان جوانی-ابی-


توکل بر خدا
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 26 بهمن 1393
زمان :
 10:06 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/391/1172527/CYMERA_20141014_210252.jpg

ساعت 10 صبح دکتر به همراه مامور آشپز خانه وارد اتاق بیماران می شود.

ده تخت هم داخل اتاق است، 

دکتر می گوید: "به این چلو کباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، 

به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب."

مریض ها همه



مرتبط با : روانشناسی (راه رسیدن به رویاها/خودشناسی/معرفی کتاب/سخنان بزرگان) پیامک و دلنوشته (فلسفی/عاشقانه/روانشناسی)
برچسب ها : توکل بر خدا-امیدواری-


بهترین اتفاق زندگیم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 سه شنبه 21 بهمن 1393
زمان :
 09:44 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب




امروز تو سایت مورد علاقه ام تایپیکی دیدم با این عنوان:" بهترین اتفاق زندگیت چی بوده ؟"


خیـــلی راجع بهش فک کردم و دیدم بهترینشو نمیدونم!ولی یکی از بهترین اتفاق های زندگیم شبی بود که


نتایج  ارشد اعلام می شد و چون فک میکردم قبول نمیشم نرفتم تو سایت و گرفتم خوابیدم!


ساعت 2 نصفه شب بیدار شدم و همین طور الکی با موبایلم نتایج رو چک کردم ،دیدم روزانه تهران قبول شدم !


تا بیست دیقه فقط بی صدا می خندیدم !

اتفاق های دیگه ای که یادم میاد



مرتبط با : نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : بهترین اتفاق زندگیم-خاطره-


زیر تاریکی شب
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 16 بهمن 1393
زمان :
 09:14 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/391/1172527/CYMERA_20141014_205446.jpg

این شعر زیبا رو دوست عزیزی برام فرستاده که حیفم اومد تو وبلاگم نذارمش !


زیر تاریکی شب

دیدن مهتاب قشنگ است

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز که هست !

حس پرواز قشنگ است

قلمم

دفتر شعرم

همه را باد ربود




مرتبط با : شعر و ترانه نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : شعر عاشقانه-نامه ها و خاطره ها-


معرفی سریال سوپرنچرال یا ماوراء الطبیعه
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 سه شنبه 14 بهمن 1393
زمان :
 02:26 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

http://dlteh2.biz/Pic2/Supernatural-S10.jpg


معرفی سریال زیبای سوپرنچرال (به انگلیسی: Supernatural) (به معنای فراطبیعی) که در حال تماشاش هستم و بسیار لذتبخشه !فصل دهش در حال پخش هست و من تازه رسیدم سر فصل 9 !فصل اولش سال 2005 ساخته شده و تصویر بالا مربوط به فصل 10 هستش !

اگه به ژانر ترسناک با مایه های طنز و ماجراجویانه علاقمندین توصیه میکنم این سریال زیبا رو از دست ندین.مثل هر سریال دیگه ایی ،این سریال هم قسمتهایی داره که زیاد جالب نیستن اما در کل از دیدنش پشیمان نخواهید شد !به ویژه به خاطر بازی زیبای دو بازیگر اصلی سریال جرد پادلکی و جنسن اکلس مطمئنأ مسحور این داستان زیبا و هیجان انگیز خواهید شد !

یک مجموعهٔ تلویزیونی درام فراطبیعی، ساخته شده توسط اریک کریپک، با بازیگری جرد پادالکی در نقش سم و جنسن اکلس در نقش دین وینچستر، برادرانی که در سراسر کشور آمریکا شیاطین و دیگر اشکال از موجودات ماوراطبیعی را شکار می‌کنند که اغلب مردم اعتقادی به وجود آن‌ها ندارند. داستان این مجموعهٔ تلویزیونی، قرض گرفته‌شده از فولکلور و افسانه‌های محلی، و بررسی پاگانیسم و اساطیر مسیحی، و شیاطین که دشمنان اصلی شخصیت‌های اصلی سریال در سراسر این مجموعه است، تشکیل شده است.

فصل اول با بازگشت به ۲۰ سال قبل، و نمایش حمله یک شیطان به مری وینچستر (سامانتا اسمیت)، مادر سم (جرد پادالکی) و دین وینچستر (جنسن اکلس) و کشته شدن او آغاز می‌شود. پس از ۲۰ سال، پدرشان که از زمان مرگ همسرش، به شکار موجودات شرور فراطبیعی مشغول شده است، حین یک شکار، گم شده است. دین، از سم کمک می‌خواهد ولی سم به علت مسائل قبلی با پدرش، نسبت به رفتن با دین بی میلی می‌کند. سرانجام سم برای کمک، موافقت می‌کند و برادرها رهسپار می‌شوند. زمانی که به دنبال پدرشان می‌گشتند، جسیکا (آدریان پالیکی)، دوست دختر سم، طی حادثه‌ای ماوراطبیعی، مشابه حادثه‌ایی که برای مادرشان اتفاق افتاد، کشته می‌شود. سم به‌خاطر ناتوانی در محافظت از او، احساس گناه می‌کند؛ در نتیجه 



مرتبط با : نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : معرفی سریال سوپرنچرال-سریال مورد علاقه ام-supernatural-


تقدیم به دوستان عزیز کتابناکی
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 9 بهمن 1393
زمان :
 01:55 ب.ظ
نظرات |



بعد از مدتها سری به پروفایلم تو کتابناک زدم و دیدم دوستان عزیزم پیامهایی گذاشتن که شرمسارم چون نمیتونم اونجا جوابشون رو بدم ،برا همین اینجا از همه این عزیزان که به یاد ما بودن تشکر میکنم و از خدای مهربان میخوام همیشه و همه جا پشت و پناهشون باشه و هرکجا که هستن و هرکاری که میکنن شاد و تندرست و موفق باشن.این هم شعری که دوست عزیزی برام فرستاده بود:

 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله

در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد

شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا

صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را

وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟

با صد امیدواری ناشاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی

گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد........



مرتبط با : نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : نامه ها و خاطره ها-خاطره-نامه-


مارالــــی
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 8 بهمن 1393
زمان :
 09:17 ب.ظ
نظرات |



عشقم مارالـــــــــ خانومــــــــی خواهرزادۀ گرامـــــــی

مرتبط با : نامه ها و خاطره ها


دیوار
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 3 بهمن 1393
زمان :
 07:42 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب



از سردی این فصل به خویشتن خویش برمیگردم،

می گریزم از بخار پنجره هایی  که سالهای خشک انتظار را بازگو میکنند....

لابلای چین های سکوت ،

صورتم را به شیشه می چسبانم و گذر حزن آلود شب را نظاره گر می شوم؛

در این خلوت تاریک

جز نفس های خسته مه آلود،

نسیمی که سوزش زنده بودن را به یادم می آورد ،

و برفهایی که هرگز نباریدند

اما

همه جا جایشان یخ بسته است ،

کسی نیست....

تنها من هستم

و دیواری شکسته برای تکیه کردن

که با قلم صورتی و خطی کودکانه روی آن نوشته اند:


مهتاب !





مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته دیوار-دیوار-دلنوشته-


 
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
درده قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصه خیال که آمد کدام رفت

بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد
در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز به دارالسلام رفت

نقد دلی که بود مرا صرف باده شد
قلب سیاه بود از آن در حرام رفت

در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
می ده که عمر در سر سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که باده نابش به کام رفت

..............................

 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  داستان دنباله دار , دانلود آهنگ , داستان های مهتاب , دلنوشته عاشقانه , دلنوشته , تست روانشناسی , عکاسی های خودم , روانشناسی , آزمون روانشناسی , عکاسی های مهتاب ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic