تبلیغات
شب مهتابــــــــی - مطالب آذر 1392
 
نامه ای به مادرم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 شنبه 30 آذر 1392
زمان :
 07:52 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب



مامان مهربونم!تو خیلی خوبی.تو بهترین مامان دنیایی.مامان جون خدا حفظت کنه.داشتم فکر میکردم از وقتی که خودمو شناختم همیشه به تو تکیه میکردم،وقتی تو بودی از هیچی نمی ترسیدم و نمی ترسم.هر مشکلی پیش میومد زود صدات میزنم و تو خیلی سریع خودتو بهم میرسونی.هیچ وقت زبونی بهم نگفتی دوستم داری،اما هر وقت مریض بودم برام یه چیزی درست میکردی که میدونستم خوبم میکنه،هروقت غمگین بودم برام غمگین می شدی،هر مشکلی داشتم هرکاری میکردی تا حل بشه.مامان خوبم،تا وقتی تو هستی حتی از مرگ هم نمی ترسم.منو ببخش که هیچ وقت نمی تونم خوبی هات رو جبران کنم و هیچ وقت کار خاصی برات نکردم.




مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : نامه به مادر-نامه ها-


مهتاب(دانلود آهنگ)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 28 آذر 1392
زمان :
 10:34 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب



یه آهنگ زیبا تو لپ تاپم پیدا کردم که حتی نمیدونم کی ، کِی و به چه مناسبتی اونو برام فرستاده؟بهرحال خیلی ازش خوشم اومد و دوست داشتم اینجا بذارم که دیگران هم بتونن دانلودش کنن.

تو رویای تو گم می شم هوات می پیچه تو خونه

بازم خواب تورو دیدم که اشکم مث بارونه

بازم خواب تورو دیدم همون چشمای رویایی

چه بی اندازه آرومی چه بی اندازه زیبایی

ببین بانوی من عشقت خدای رو زمینم شد

می گفتم عاشقت میشم ببین آخر همینم شد

تو مهتابی و دنیامو شبیه قصه ها کردی

نمیدونم که درمونی برام یا که خود دردی

تو چشمات حلقۀ اشکه نگاهت مثل یه رازه

همه روزای این پاییز منو یاد تو میاندازه

چقدر باید بمونم تا یکی مثل تو پیدا شه

مگه میشه تو این دنیا شبیه عشق من باشه

ببین بانوی من عشقت خدای رو زمینم شد

می گفتم عاشقت میشم ببین آخر همینم شد

تو مهتابی و دنیامو شبیه قصه ها کردی

نمیدونم که درمونی برام یا که خود دردی


لینک دانلود در ادامۀ مطلب....



مرتبط با : دانلود آهنگ،ترانه یا فیلم و معرفی فیلم یا اشخاص
برچسب ها : دانلود آهنگ-دانلود ترانه-آهنگ مهتاب از سینا گلزار-مهتاب-سینا گلزار-


قدم نورسیده مبارک!
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 28 آذر 1392
زمان :
 09:09 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

آنیتا

قدم نورسیده مبارک!

کوچولو تازه به این دنیا پا گذاشتی،

جایی که باید دوستی ها رو تجربه کنی و همینطور دشمنی هارو؛

شادی ها رو و همین طور غم ها و غصه هارو


mouse girl 14

خوبی ها رو و همین طور بدی ها رو؛




مرتبط با : نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : قدم نورسیده مبارک-آنیتا-


دیروز آن زن گفت(دلنوشته مهتاب)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 27 آذر 1392
زمان :
 04:47 ب.ظ
نظرات |



دیروز آن زن گفت : من به تو قولی داده ام و تو روی آن قول حساب کرده ای.....

گفت آسمان برای من پر از ستاره های زیبای خوشبختی است و من آن ستاره ها را به دامان تو خواهم ریخت...

گفت تو مرا با خود به خانه های پر از نور میبری،آنجا که ستاره ها و خورشید و ماه در آغوش هم نشسته اند و از دستان من شراب خواهی نوشید.....

گفت من از تو بال خواهم گرفت و به سوی ناشناخته ها پرواز خواهم کرد.....

گفت زمستان برای ما گرم از امید خواهد بود،شعله هایش روحمان را خواهد پوشاند......

گفت تنها چهل یا پنجاه گام تا رسیدن به خانه باقی مانده است،اما باید سوار پرچمی به رنگ سیاه و سرخ شد و بال گشود و چشم ها را بست........

گفت من یک پرندۀ مغرورم،بر شاخسار خانۀ تو خواهم نشست اما آواز مرا نخواهی شنید مگر آنکه مرا به خانۀ دلت راه دهی........

گفت تو یک درخشش زیبایی در دوردست خاطره های خوب،من با تو خاطره هایم را دوباره نفس خواهم کشید......

او گفت دستهای من پر از الماس خواهد شد و ای کاش که چشمانم از درخشش آن نابینا نشود........

او گفت با آشنایی به جای ناآشنایی خواهم رفت و این رفتن برای من راهی است تا عدد طولانی نود........

گفت قصۀ زیبا روی مانده در چاه را باید خواند و داستان نعمت ها را شنید........

او گفت مردی که با دستانش کوه ها را جابجا میکند،درها را برای من و تو خواهد گشود........

گفت تا قبل از رسیدن بهار گره از کار غنچه ها باز خواهد شد و خانه ها پر از عطر گلهای تازه می شود.......

دیروز آن زن گفت تو مرا دوست داری.......



مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته-دلنوشته خودم-دلنوشته مهتاب-


خلوتگاه درون 9 (دنیای پس از مرگ)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 25 آذر 1392
زمان :
 09:34 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب



سلام و درود همراهان همیشگی بحث های شیرین روانشناسی و رسیدن به رویاها؛از اونجا که در طول یک ماه اخیر یکی از افراد فامیل و یکی از همکارام رو از دست دادم میخوام امروز بخش هایی از کتاب خاری در آغوش نور از بتی جین ایدی رو بنویسم که یک کتاب بسیار جالب و خواندنی در زمینۀ تجربیات نزدیک به مرگ هست و با مباحث روانشناسی هم قرابت خاصی داره.توصیه میکنم که خوندن این مبحث شیرین رو به هیچ عنوان از دست ندین.این نوشته ها رو از روی هیچ سایتی کپی نکردم و همه رو خودم از روی کتاب اینجا می نویسم،و من فقط زمانی به خودم زحمت تایپ کردن رو میدم که اون مطلب واقعأ ارزش انتشار رو داشته باشه

خوب بریم سر کتاب:

زمین منزلگه ما نیست؛ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم.

انرژی مثبت یعنی نور،نیکی،مهربانی،عشق،امید و ...؛ و انرژی منفی یعنی تاریکی،نفرت،ترس(بزرگترین حربۀ شیطان)،بی صبری،نومیدی،خودخواهی،نامهربانی و ... انرژی های مثبت و منفی عکس یکدیگر عمل می کنند،مثبت،مثبت را جذب می کند و منفی،منفی را.صرفأ با مثبت فکر کردن و مثبت گویی،ما می توانیم به راحتی انرژی مثبت را جذب کنیم.حرفهای یک فرد روی میدان انرژی اطراف او تأثیر مستقیم دارد،آرزوهای یک فرد هم آثار مشابهی دارد.در افکار ما قدرتی وجود دارد،ما با افکار خود محیط اطرافمان را به وجود می آوریم.





مرتبط با : خلوتگاه درون
برچسب ها : روانشناسی-راه رسیدن به رویاها-خلوتگاه درون-خاری در آغوش نور-بتی جین ایدی-دنیای پس از مرگ-


وقتی خیلی تنها میشی(دلنوشته مهتاب)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 22 آذر 1392
زمان :
 11:18 ق.ظ
نظرات |



وقتی خیلی تنها میشی تازه یادت می افته فکر کنی که واقعأ کی هستی؟کی بودی و کی میخوای بشی؟وقتی کسی نیست که بخوای بهش فکر کنی،وقتی کسی نیست که بخوای حرفاشون بشنوی و بخوای بشناسیش؛اون وقت فرصتی پیش میاد تا به خودت فکر کنی،حرفای خودتو بشنوی و خودت رو بشناسی.....بعضی وقتا چقدر لازم میشه با خودت خلوت کنی،همه رو از ذهنت بندازی بیرون،حتی اون کسی رو که نمیتونی بدون اون نفس بکشی....و دربارۀ خودت به یه نتیجه برسی...اینکه تو این چند سال چی به سرت اومد و از این کوره چجوری در رفتی؟کی کنارت بود وقتی که هیچکس نبود و کی کمکت کرد تا دوباره بتونی روی پاهات بایستی؟کی بود که تورو میشناخت زمانی که همه فراموشت کرده بودن؟
خیلی سوالها دارم،از خودم،از تو....می خوام هر وقت که توی اتاقم تنها شدم و صدای بارش بی وقفۀ بارون رو گوش دادم،هر وقت که تو گرمای بخاری بدنم سست و بی حال و گوشهام پر از ترانۀ فرارسیدن زمستون شد،هر وقت که صبحونۀ گرمم رو توی تنهایی پشت میز و روبه صفحۀ لپ تاپم خوردم،سوالهام رو می پرسم.اول از تو و بعد از خودم.میخوام همۀ جوابها رو بشنوم...از زبون خودت!میخوام بهم بگی که توی تنهایی هام کنار اون عروسک خرس صورتی که یه قلب قرمز رو بغل کرده یا کنار اون بزغالۀ کوچیک سفید که زنگوله اش با کوچکترین نسیم به صدا درمیاد،یا اون گربۀ سفید آروم با چشمهای درخشان آبیش....تو هم حضور داشتی.تو هم بودی و به من لبخند میزدی.این سالها رو با تو طی کردم پس هیچ وقت تنها نبودم...تو بودی که لای انگشتهام خونه میکردی و توی وبلاگم ظاهر میشدی!مثل یه عکس قشنگ از یه ساحل گرم تابستون که چقدر تو این فصل سرد دیدنش هیجان انگیزه!

دلم میخواد تمام لحظه هام رو با تو قسمت کنم،هیچ وقت از خونۀ قلبم بیرون نرو....حتی اگه یه روز اونقدر سرخوش بودم که نشناختمت....تو منو بشناس چونکه میدونی هرجا برم دوباره پیش خودت برمیگردم....




مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته-دلنوشته عاشقانه-


داستان گناه من-قسمت یازدهم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 21 آذر 1392
زمان :
 10:49 ق.ظ
نظرات | ادامه مطلب

گناه من-مهتاب اطاقی

تازه فهمید اون کسی که ویریا و سیمین داشتن مسخره ش میکردن همین شهرامه بوده!مهسا احساس کرد که تب داره،زهرا از لای چادر سفیدش پیروزمندانه نگاهی به مهسا انداخت.عجیب بود که چطور میتونست تو بهترین روز زندگیش هم اینقدر بدجنس باشه.با لبهای کوچیک و باریکش پوزخندی زد و بعد روش رو برگردوند و دیگه نگاهش نکرد.عاقد برای بار سوم پرسید:"عروس خانوم !آیا وکیلم؟" و زهرا با صدایی بلند و رسا جوری که همه بتونن بشنون بلۀ کشداری گفت و بعد با ناز و کرشمه نگاهی به رامین انداخت.رامین هم لبخندی تحویلش داد و بعد سرش رو انداخت پایین.مادر زهرا بلند شد که به عروس و داماد شیرینی تعارف کنه.سیمین به ویریا گفت:"میدونستی این مادر واقعی زهرا نیست؟"ویریا با تعجب گفت:"واقعأ؟کی بهت گفته؟"سیمین ذوق زده گفت:"از خودِ زهرا شنیدم.مادرش خیلی وقت پیش فوت کرده و باباش چندسال پیش با این خانمه عروسی کرده".ویریا به مهسا گفت:"شنیدی؟باورت میشه؟زهرا زیر دست نامادری بزرگ شده !"مهسا اونقدر دل نگرانِ ظرفِ عسل بود که نمی فهمید اونا دارن در مورد چی حرف میزنن.سیمین ادامه داد:




مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : گناه من-داستان گناه من-داستان های مهتاب-داستان های خودم-مهتاب اطاقی-


بیا مثل دریا باشیم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 18 آذر 1392
زمان :
 08:16 ب.ظ
نظرات |



بیا مثل دریا باشیم ای مهربان!
زیرا کسی نمیداند پشت پنجره کدام نسیم است که شاخه های درختان را قلقلک می دهد.........کسی نمیداند که این گلبرگهای بنفش روی دریاچۀ سبز به کجا می روند............کسی نمیداند آن قاصدکهای سبک در آغوش کدام فصل آرام میگیرند......کسی نمیداند فردا بالشتمان از پری نرم است یا سنگهای سخت و سیاه کوه.بیا مثل دریا وسیع باشیم،فراتر از خود را بنگریم،میدانم که سخت است زیرا ما به نزدیک بینی عادت کرده ایم....بیا از این ساحل خاموش آن سوی اشتیاق موج ها را ببینیم،آنجا که پریان دریایی برای خوابِ ستاره ها شعرهایی آرام زمزمه می کنند...

مثل دریا،عمیق!مثل دریا بزرگ!پر از خاطرات رنگارنگ همچون تودۀ ماهیان گذرای آرام....همچون عظمت یک نهنگ درون سینۀ سرد آب....مثل آیینه ای که آسمان را در آغوش خود می فشارد...بیا مثل دریا باشیم.آیینه ای برای پرنده ها که در این امتداد بی نهایت همچنان می روند و می روند و می روند و می دانند در پایان راهشان رسیدنی وجود ندارد..

بیا مثل دریا باشیم پر از رازهای پنهان،به ساحل سر بزنیم با دستهایی پر از صدفهای رنگارنگ پیچیده در کادوی سبز جلبک ها.بیا هرجا که قدم میگذاریم نقاشی ماسه ها را بهم بزنیم و نگذاریم هیچکس برایمان آینده ای ترسیم کند.مثل موج ها سرکش و بی قرار پیش برویم تا چهرۀ ساحلمان را خودمان خلق کنیم.بیا مثل دریا باشیم بزرگوار اما استوار......خاموش اما پرتلاطم..پر از درد اما غرق زیبایی..

بیا مثل دریا باشیم....




مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته-دلنوشته عاشقانه-




( تعداد کل صفحات: 3 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]




 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  روانشناسی , آزمون روانشناسی , داستان های خودم , تست روانشناسی , داستان دنباله دار , عکاسی های خودم , داستان های مهتاب , دانلود آهنگ , دلنوشته عاشقانه , دلنوشته ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ