خلوتگاه درون 6 (بخشش)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 سه شنبه 30 مهر 1392
زمان :
 09:14 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب خلوتگاه درون



با سلام خدمت دوستان گُلم و ممنون از اینکه این پُست جذاب روانشناسی رو با اشتیاق دنبال می کنید!اشتیاق شما به من هم انگیزه میده که ادامۀ این مطلب رو به کمک کُتُب مختلف روانشناسی براتون آماده کنمبا قسمتی دیگه از مطالب روانشناسی با عنوان خلوتگاه درون در خدمتتون هستم!پُست امروز یه مطلب شیرین هست در زمینۀ رها کردنِ خودمون از بند افکار منفی؛امیدوارم شما هم مثل من از این آگاهی تازه لذت ببرینزمانی که وارد خلوت درونی خودتون میشین،فرصتی دارین برای کسب آگاهی ها و تجارب تازه!ریلکس شدن بدن و به اصطلاح قرار گرفتن بدن در حالت آلفا،مقدمۀ انجام تمرینات زیادی تو حوزۀ روانشناسی و متافیزیک هست که امتحان کردنِ بعضی از این مِتُدها خالی از لطف نیست!



مرتبط با : خلوتگاه درون
برچسب ها : روانشناسی-راه رسیدن به رویاها-


میزان سختگیری شما چقدر است؟(تست روانشناسی)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 29 مهر 1392
زمان :
 09:27 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

نمره سختگیری شما چند است؟

با انجام این تست می‌توانید متوجه شوید چقدر زندگی را به کام خود و شریک زندگی‌تان تلخ می‌کنید.

پاسخ مثبت به هر سؤال 5 امتیاز دارد

  

مرتبط با : تست روانشناسی
برچسب ها : تست روانشناسی-تست شخصیت-آزمون روانشناسی-آزمون شخصیت-میزان سختگیری-


داستان:گناه من-قسمت پنجم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 28 مهر 1392
زمان :
 11:40 ب.ظ
نظرات | ادامه داستان گناه من

گناه من-مهتاب اطاقی

هردوشون به خوبی میدونستن که این گریه ها حالا حالاها تمومی نداره.مهسا در حالی که صورتش خیس از اشک بود و چشمهاش قرمز گفت:"تو از اولش هم میدونستی اینطوری میشه،مگه نه؟انگار تو یه چیزایی رو می دیدی که من نمی دیدم!"ویریا گفت:"عزیز دلم،هرچند الآن ناراحتی و شاید وقتش نباشه که این حرفها رو بهت بزنم ولی به نظر من خیلی خوب شد که این رابطه تموم شد؛برای تو خیلی پسرهای بهتر از رامین هست که اگه یک کم چشمهاتو باز کنی میتونی ببینیشون!"مهسا گفت:"منظورت رضاست؟از اونکه متنفرم،اصلأ حرفشو نزن...ویریا چیکار کنم؟من بدون رامین نمیتونم زندگی کنم...."ویریا دستش رو گرفت و گفت:"این حرفو نزن؛من پیشت هستم عزیزم..."مدتی تو همون حال موندن تا اینکه بالاخره مهسا تونست تمام ماجرا رو از سیر تا پیاز تعریف کنه.ویریا یه کم دلداریش داد و به آینده امیدوارش کرد.اونقدر حرف زدن که مهسا کاملأ حالش خوب شد و تونست مثل همیشه شام بخوره و سرساعت بخوابه.اما فرداش که از خواب بیدار شد،به طرز وحشتناکی حالش بد بود.انگار تمام صحبتهای ویریا اثرش رو به کلی از دست داده بود!


مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : داستان دنباله دار-داستانهای مهتاب-داستانهای خودم-داستان گناه من-گناه من-


نامه ای به یک عزیز
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 28 مهر 1392
زمان :
 07:45 ب.ظ
نظرات |



انگار بهار از نو آغاز شد؛وقتی که بار اول با نگاهت پیوند بست.چه مبارک بود آن روز؛آن روز که در اوج اندوه به دنبال دیواری میگشتم که چون پیچکی تمام خستگی هایم را به آن بیاویزم و تو را در میان هاله ای سفید یافتم...

لطافت گلبرگهایت را احساس کردم و عطر جاودانیت را با تمام وجودم نوشیدم!مجذوب آن همه محبت بی چشمداشتی شدم که از طراوت ساقۀ نازک اما محکمت می بارید.تو را بوییدم و با هم یکی شدیم.انگار همیشه از ازل یکی بوده ایم!نه من آنقدر تاریک بودم که گوشۀ تاریک هستی پنهان شوم و نه تو آنقدر روشن که از دیدگان من بگریزی...مثل تصویر شفافی در آینه که گاه می خندد و گاه گریه میکند،اما هرگز پنهان نمی شود...شاد بودیم یا غمگین،مست از کنار هم بودن؛گاه فکر جدایی آزارمان می داد و گاه وحشت همیشه با هم بودن!انگار از این پیوند نامرئی گریزگاهی نبود.

هرجا می رفتم در تمام آیینه ها تو را می دیدم.توی دفترم،مثل گلبرگی خشک شده ماندگار شده بودی؛راهی برای گریز نبود.باید از خودم می گریختم.دردِ خارهای بی رحمت همچنان آزارم میداد و عطر مهربانیت سرگردانم می کرد.نمیدانستم در این دو راهی تکرار چه باید کرد؟

اگر می روم،نازنینم مرا ببخش.برای من هیچ جا،جای ماندن نیست!من محکومِ رفتنم.

مگر می شود با نسیم زندگی کرد؟




مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : دلنوشته-نامه-دلنوشته عاشقانه-


دانلود ترانه زیبای به دادِ من برس از احسان خواجه امیری(دانلود در ادامۀ مطلب)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 25 مهر 1392
زمان :
 08:23 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب به همراه لینک دانلود ترانه



منو به حال من رها نکن

تو که برای من همه کسی

اگه هنوزم عاشق منی

چرا به دادِ من نمی رسی؟

 

من از تصور نبودنت

رو شونۀ تو گریه میکنم

منی که دل بریدم از همه

ببین برای تو چه میکنم!

 

تمام عمر رد شدم ازت

ببین کجا شدم اسیر تو

به پشت سر نگاه نمیکنم

که برنگردم از مسیر تو

 




مرتبط با : دانلود آهنگ،ترانه یا فیلم و معرفی فیلم یا اشخاص
برچسب ها : دانلود آهنگ-دانلود ترانه-به داد من برس-احسان خواجه امری-


دلنوشته های تنهایی(برای خواندن ادامۀ دلنوشته ها اینجا کلیک کن)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 25 مهر 1392
زمان :
 12:53 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب


سهم ما از دنیا شاید

تنها نظارۀ زیبایی ها باشد

نه در آغوش کشیدن آن

چه بسیار گلهای زیبایی که

وقتی در آغوش فشرده شوند

می پژمرند

از عشق ما به زیبایی میرسیم

حتی اگر به وصال نرسیم

اما کمال را خواهیم یافت!




زندگی گاهی بر وفق مراد ما نیست؛

اما این دلیل نمی شود که عاشق کسی نباشیم!

شاید عشق تنها بهانۀ ما برای زندگی باشد!



هرگز کسی را که دوستم دارد نمی آزارم

شاید این آخرین کسی باشد که کنارم می ماند!





مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته-دلنوشته های عاشقانه-دلنوشته های مهتاب-دلنوشته های خودم-


نامه ای به یک عزیز(برای خواندن کلِ متن اینجا کلیک کن)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 24 مهر 1392
زمان :
 09:21 ب.ظ
نظرات | ادامه دلنوشته



اینجا خیابونها خلوتن

خلوت و سرد مثل خود خودِ زمستون،

اینجا بی تو همیشه بی صداست...

انگار کسی اونجا نشسته

زیر نور یه چراغ

گوشۀ یه کوچۀ نیمه تاریک

سایۀ درازش روی دیوار می رقصه

و توی چشمهاش

الماس بزرگی در حال درخشیدنه



مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : نامه-خاطره-دلنوشته-دلنوشته عاشقانه-


معرفی داستان دنباله دار شب عجیب
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 21 مهر 1392
زمان :
 01:55 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب رو بخون


با سلام و درود خدمت دوستان گلم

تو این پُست میخوام داستان دنباله دار بیست قسمتی شب عجیب رو که چندماه قبل توی وبلاگم نوشته بودم به دوستانی که اون رو نخوندن معرفی کنم:

خلاصۀ داستان:

شیدا یه دختر سربه هوا و خیالبافه که تو خوابگاه همراه دوستان دانشگاهیش زندگی میکنه.این خیالبافی ها بالاخره کار دستش میده و باعث میشه که یک شب به خوابگاه برنگرده و تویِ دانشگاه تک و تنها بمونه.اما کم کم می فهمه که تنها نیست بلکه یک مرد عجیب خُل وضع هم اونجاست؛مردی که از اون متنفره!

شب عجیب-مهتاب اطاقی




مرتبط با : داستان های مهتاب نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : شب عجیب-داستان شب عجیب-




( تعداد کل صفحات: 4 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]




 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  دلنوشته , داستان های خودم , داستان های مهتاب , آزمون روانشناسی , داستان دنباله دار , عکاسی های خودم , روانشناسی , دانلود آهنگ , دلنوشته عاشقانه , تست روانشناسی ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ