تبلیغات
شب مهتابــــــــی - مطالب تیر 1392
 
داستان شب عجیب-قسمت هجدهم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 30 تیر 1392
زمان :
 07:45 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

شب عجیب-مهتاب اطاقی
آخرین مطالب از قسمت قبل : صدای پای غلام رو شنیدم که با احتیاط از پله ها پایین میرفت و بعد سکوتی دلنشین فضا رو در برگرفت و من برای فرار آماده شدم....با هر بدبختی ای شده از جام نیم خیز شدم.یهو درد وصف ناپذیری همه وجودمو در برگرفت. جلوی خودم رو گرفتم که با صدای بلند آه و ناله نکنم.وقت زیادی نداشتم.تو یه نظر به اطرافم نگاه کردم.حالا دیگه چشمم به تاریکی عادت کرده بود و میتونستم فضای کلاس رو تشخیص بدم.نور ضعیف ماه از پنجره داخل کلاس می تابید.سکوت باعث شده بود احساس کنم زمان به کندی میگذره.نفس عمیقی کشیدم و فشار بعدی رو به بدنم وارد کردم.حس سوزش شدیدی تو دست و پام باعث شد نفسم بند بیاد و اشکم سرازیر بشه.احساس کردم لباسهام مرطوبن.فک کردم به خاطر عرق کردنه



مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : داستان دنباله دار-داستان های مهتاب-داستان شب عجیب-شب عجیب-


اگه خانمها برن جبهه جنگ!
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 30 تیر 1392
زمان :
 01:39 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب


ﻛﺘﻲ، ﺍﻭﻥ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﻭ ﺗﻴﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻛﻦ,

ﻧﻪ ﺣﻴﻔﻪ
ﺧﻮﺷﻜﻠﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﻤﻴﺎﺩ ﺑﻜﺸﻤﺶ؛ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻡ!




مرتبط با : دختـــــــر خانم ها(مطالب طنز یا روانشناسی مربوط به خانمها)
برچسب ها : زنان-دخترخانمها-


یک حکایت جالب : پسرم چه کاره خواهد شد؟
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 شنبه 29 تیر 1392
زمان :
 08:28 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب


کشیشى یک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسیده بود که فکرى در مورد شغل آینده‌اش بکند. پسر هم مثل تقریباً بقیه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چیزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خیلى هم این موضوع برایش اهمیت نداشت.


یک روز که پسر به مدرسه رفته بود، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد....

به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روى میز او قرار داد:
یک کتاب مقدس،
یک سکه طلا
و یک بطرى مشروب .



مرتبط با : داستان کوتاه و حکایت
برچسب ها : داستان کوتاه-حکایت-


غمگین نباش عزیزم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 28 تیر 1392
زمان :
 10:19 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب



غمگین نباش عزیزم
امروز گفتی که دلتنگی که غمگینی که نمی تونی ببخشی...گفتی تو دلت دردای زیادی هست و حرفای ناگفتۀ زیادتر...میخواستم بهت بگم کاری از دست من برنمیاد،میدونم؛ولی بدون دوستت دارم،دوستت دارم...نمیخوام غمت رو ببینم.من به اون روح روشن-اون بعدازظهر سرد که داشت از وسط درختای کاج پر می کشید-به اون قول دادم که نذارم تو تنها باشی...



مرتبط با : نامه ها و خاطره ها شعرها و دلنوشته های مهتاب


پیام امروز
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 سه شنبه 25 تیر 1392
زمان :
 08:06 ب.ظ
نظرات برای مطلب زیر |



رویاهایت را در دستان كسانی قرار نده كه توانایی نابود كردنشان را دارند!


پائولو کوئلیو



مرتبط با : پیامک و دلنوشته (فلسفی/عاشقانه/روانشناسی)
برچسب ها : پیام امروز-پیامک فلسفی-پیامک-


تست روانشناسی : میزان سازگاری
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 سه شنبه 25 تیر 1392
زمان :
 07:55 ب.ظ
نظرات برای مطلب زیر | ادامه مطلب

به سوالات زیر به شکل کاملأ موافق،موافق،بی تفاوت،مخالف و کاملأ مخالف پاسخ دهید:پ

نكته مهم

این آزمون را یک بار برای خودتان و یک بار برای خواستگارتان انجام دهید تا ببینید از لحاظ سازگاری چقدر به هم شبیه هستید.




1. سعی می‌کنم با دیگران خوش‌رفتار و مودب باشم.

2. اغلب با سایر اعضای خانواده بگو مگو دارم.



مرتبط با : تست روانشناسی
برچسب ها : تست روانشناسی-آزمون روانشناسی-تست شخصیت-آزمون شخصیت-


دخترا هیچ وقت این کارها رو نمیکنن!
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 23 تیر 1392
زمان :
 07:44 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

  

دخترا هیچ وقت این کارها رو نمیکنن

دخترا اصلا بینی هاشون رو عمل نمی کنن.

هیچ وقت موهاشون رو رنگ نمی کنن مادر زاد مش شدست.



مرتبط با : دختـــــــر خانم ها(مطالب طنز یا روانشناسی مربوط به خانمها)
برچسب ها : دختر خانمها-زنان-


یه سوال خیلی خیلی مهم!
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 شنبه 22 تیر 1392
زمان :
 01:32 ب.ظ
نظرات |

این پست خیلی خیلی برام مهمه و مطمئنم برای خودتون هم بسیار آموزنده خواهد بود،،پس حتمأ نظرتون رو بذارید؛حالا با هراسمی که میخواین
منتظرما!
به این سوال با دقت فکر کنید و قبل از خوندن پاسخ های دیگران،پاسخ بدین:

اگه قرار بود بزرگترین تجربۀ زندگیت رو یادم بدی،چی می نوشتی؟ اگه مایل هستین سن خودتون رو هم بنویسید!


برچسب ها : روانشناسی-




( تعداد کل صفحات: 4 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]




 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  آزمون روانشناسی , دلنوشته عاشقانه , داستان دنباله دار , روانشناسی , تست روانشناسی , عکاسی های خودم , دلنوشته , داستان های خودم , داستان های مهتاب , دانلود آهنگ ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ