ولادت رسول اکرم (ص) مبارک باد
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 29 دی 1392
زمان :
 08:07 ب.ظ
نظرات |



ولادت پیامبر مهربانی حضرت محمد مصطفی(ص) را به تمام دوستداران این نور زیبای الهی و این روح عاشق و مهربان خداوند تبریک میگم.هرکسی که داره این کلمات رو میخونه،اگه دوستش داری یه صلوات براش ختم کن و یه بوسه بفرست به آسمون؛بهش بگو عزیز مهربون!پدر دلسوز ما!تولدت مبارک!دوســـــــتت داریـــــــم!
تقدیم به فرشتۀ مهربانی ها:
یه فرشته که همه فرشته ها عاشقشن......
با صدای بهروز ایزد پناه


مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : ولادت پیامبر-


برای دیدن تو همه چشما رو میخوام(دانلود آهنگ)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 27 دی 1392
زمان :
 09:08 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب




دانلود یک آهنگ زیبا و عاشقانه با صدای ابی،

اگرچه جای دل دریای خون در سینه دارم

ولی در عشق تو دریایی از دل کم میارم

اگرچه روبه رویی مثل آیینه با من

ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن

نه یک دل نه هزار دل همه دلهای عالم

همه دلهارو میخوام که عاشق تو باشم

تویی عاشق تر از عشق تویی شعر مجسم

تو باغ قصه از تو،سحر گل کرده شبنم

تو چشمات خواب مخمل،شراب نابِ شیراز

هزار میخونه آواز،هزار و یک شب راز

میخوام تورو ببینم نه یک بار نه صدبار به تعداد نفس هام

برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشمارو میخوام

تورو باید مث گل،نوازش کرد و بوئید

با هرچی چشم تو دنیاست،فقط باید تو رو دید

تو رو باید مث ماه،رو قله ها نگاه کرد

با هرچی لب تو دنیاست،تورو باید صدا کرد

میخوام تورو ببینم،نه یکبار نه صدبار به تعداد نفس هام

برای دیدن تو،نه یک چشم نه صد چشم،همه چشمارو میخوام

دانلود در ادامۀ مطلب




مرتبط با : دانلود آهنگ،ترانه یا فیلم و معرفی فیلم یا اشخاص
برچسب ها : دانلود آهنگ های عاشقانه غمگین-عاشقانه های غمگین-دانلود ترانه-


گدای واقعی-یک داستانک زمستانی
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 27 دی 1392
زمان :
 08:43 ب.ظ
نظرات |



همیشه پیرمردی مقابل درب مدرسۀ ما گدایی میکرد
به ما بچه ها گفته بودند: اینها گدا نیستند،مبادا گول بخورید و پول تو جیبیتان را بهشان بدهید!
یک صبح سرد زمستانی او را دیدیم که روی کارتونی خودش را خیس کرده و ظاهرأ خوابیده بود،
بعد از آنکه او را از آنجا بردند،دیگر ندیدمش و ما تازه فهمیدیم
او واقعأ یک "گدا" بود



مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : داستانک-داستان های مهتاب-داستان کوتاه-


خلوتگاه درون 11 (روانشناسی) مثبت اندیشی و مثبت گویی
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 سه شنبه 24 دی 1392
زمان :
 04:36 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب




و در آغاز کلمه بود و کلمۀ خدا بود
انجیل
مراقب باش چه فکری میکنی زیرا فکر تو سخن توست و سخن تو عمل تو،و عمل تو شخصیت تو؛و شخصیت تو سرنوشت توست.
امام علی(ع)

دوستان سلام.امروز میخوام در مورد یه موضوع جالب و شاید ساده و پیش پا افتاده صحبت کنم که اثر حیرت انگیزی تو زندگی ما داره.بارها شنیدیم که انسان باید مثبت فکر کنه!و تو صحبت هاش از کلمات مثبت استفاده کنه.اما تو واقعیت چقدر اینکار رو انجام میدیم؟!مثبت اندیشی با وجود اینکه راحت به نظر میاد اما یه کار راحت نیست!مخصوصأ برای آدمی که یک عمر با تفکرات منفیش خو گرفته و همینطوری بزرگ شده!تصمیم به مثبت اندیشی یه تصمیم سخت و وقت گیره اما نتیجه ای که از اون بدست میاد واقعأ ارزشش رو داره!
چیکار میتونیم بکنیم که مثبت اندیشی برامون راحت تر بشه؟صبح از خواب بیدار میشی و میبینی از زندگیت به شدت ناراضی و نسبت به آینده ناامید هستی.اعصابت خورد میشه و سلام فرزند کوچیک یا همسر(یا مادرت) رو کاملأ بی ادبانه با شونه بالا انداختن جواب میدی.ممکنه دراز بکشی و اصلأ دلت نخواد از زیر پتو بیرون بیای...و تو تمام این مدت تو ذهن خودت بارها و بارها به زمین و زمان و شانس و اقبال خودت بد و بیراه بگی.


مرتبط با : خلوتگاه درون
برچسب ها : خلوتگاه درون-روانشناسی-راه رسیدن به رویاها-مثبت اندیشی و مثبت گویی-


اگر تو دوست داریم(شعر مهتاب)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 جمعه 20 دی 1392
زمان :
 06:11 ب.ظ
نظرات |



مرا دگر ز خود نران

و یا به خود سپاری ام

کنار تو خوش خوشم

اگر تو دوست داری ام



مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : شعر مهتاب-شعر عاشقانه-


داستان گناه من-قسمت سیزدهم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 یکشنبه 15 دی 1392
زمان :
 02:10 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

گناه من-مهتاب اطاقی

روز بعد مهسا سردرد رو بهانه کرد تا همراه ویریا به دانشگاه نره.اونها هردو تو یه دانشگاه درس میخوندن و از قضا اون روز هردوشون ساعت8 کلاس داشتن.ویریا قبل از رفتن یه بار دیگه ازش پرسید:"میخوای پیشت بمونم؟این کلاسه خیلی مهم نیست ها.یه دونه غیبت داشته باشم طوری نمیشه!"مهسا گفت:"نه عزیزم تو برو.اینجا بشینی پیش من چیکار کنی؟"بعد از رفتن ویریا،مادر که داشت مُبین 7 ساله رو برای رفتن به مدرسه آماده میکرد،اومد تو اتاقش و بهش گفت:"میخوای ببرمت دکتر؟"که مهسا گفت:"نه،فک کنم الآن بهترم.دیگه میرم کلاس...."مادر براش جوشانده ای آورد و گفت:"خوب پس اول اینو بخور و بعد برو.حالتو بهتر میکنه."مهسا که داشت به سرعت آماده میشد هول هولکی جرعه ای از اون رو سرکشید و بدون خداحافظی از خونه زد بیرون.مادر اونقدر سرگرم مُبین بود که متوجه وضعیت غیرعادی مهسا نشد.تا ساعت 9 خیلی مونده بود ولی میدونست اگه بیشتر از این تو خونه بمونه حتمأ مادرش بو میبره کاسه ای زیر نیم کاسه اس.درسته که مادر بیشتر وقتا خونه نبود و بیشتر به مهمونی رفتن و نذری درست کردن یا به پسر کوچولوش اهمیت می داد،اما بهرحال یه مادر بود و ممکن بود متوجه تغییرات ناگهانی تو رفتار دخترش بشه.مهسا میتونست یه خرده تو خیابونها قدم بزنه و بعد ساعت8 و نیم سوار اتوبوس بشه.قلبش تند تند میزد.یعنی این پسره چی ازش میخواست؟


مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : گناه من-داستان گناه من-داستان های مهتاب-داستان های خودم-


تست شخصیت: بگویید از چه رنگی تنفر دارید تا شخصیت‌تان را متوجه بشید!
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 شنبه 14 دی 1392
زمان :
 08:19 ب.ظ
نظرات | ادامه مطلب

شب مهتابی


(خود من که از هیچ رنگی بدم نمیاد)

قرمز:
بسیار دلواپس و ناامید هستید شاید هم از خستگی و ضعف جسمی رنج می‌برید .امکان دارد که در روابط جنسی و حتی در موقعیت اجتماعی شکست خورده باشید.
مشکل واقعیتان این است که همیشه دنبال هدف های بزرگ و غیر عملی می‌روید و وقتی هم که شکست می‌خورید در لاک خود فرو می روید.اگر به دنبال زندگی معمولی باشید باید این موضوع را همیشه به خاطر داشته باشید که اگر معیار موفقیت ثروت باشد پس ثروتمندان می‌بایست خوشبخت ترین ادم ها باشند که نیستند.



مرتبط با : تست روانشناسی
برچسب ها : تست روانشناسی-از چه رنگی متنفری؟-شخصیت از روی رنگ-


فرداهایتان قشنگ باد !
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 12 دی 1392
زمان :
 07:58 ب.ظ
نظرات |

Photo: ‎دردهایت را دورت نچین که دیوار شوند،
زیر پایت بچین که پله شوند،
هیچ وقت نگرانِ فردایت نباش !
خدای دیروز و امروزت،
فردا هم هست!
فرداهایتان قشنگ باد!‎

امروز خیلی غمگین و دلشکسته بودم،مهری نازنین مثل همیشه کنارم بود و اونقدر باهام حرف زد که حالم خوب شد!خیلی جالب بود که تو اوج اندوهم،اس ام اسی از یکی از دوستای دوران دانشگاهم به اسم الهام خانوم-که دوسالی میشه ندیدمش-رسید که نوشته بود:

دردهایت را دورت نچین که دیوار شوند،

زیر پایت بچین که پله شوند،

هیچ وقت نگرانِ فردایت نباش !
خدای دیروز و امروزت،

فردا هم هست!
فرداهایتان قشنگ باد!

اینقدر از این جمله خوشم اومد که تصمیم گرفتم هم تو پیجم و هم تو وبلاگم بنویسمش.مژده جون هم امروز زنگ زده بود.چقدر خوبه آدم چندتا دوست خیلی خوب و صمیمی داشته باشه،این جور موقع ها آدم احتیاج داره سرشو بذاره رو شونۀ کسی،کسی که با مهربونی نوازشش کنه!و من بابت این دوستای خوب به خصوص مهری و مامان جونم از خدا ممنونم.



مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : خاطره-دلنوشته-درد دل-




( تعداد کل صفحات: 3 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]




 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  روانشناسی , داستان های مهتاب , عکاسی های خودم , آزمون روانشناسی , دلنوشته عاشقانه , داستان دنباله دار , دانلود آهنگ , داستان های خودم , تست روانشناسی , دلنوشته ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ