تبلیغات
شب مهتابــــــــی - درختان یخزده
 
درختان یخزده
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 14 بهمن 1395
زمان :
 12:56 ب.ظ
نظرات |

http://s3.picofile.com/file/8284764842/Bahman_1395.jpg


همه جا سفید پوش است مثل رویاهای من!

و من به روزهای گرم زیبایی که زیر سایه سار درختان کاج به تماشای آب می نشستیم،

به شبهایی که طعم سرد هندوانه و صدای جیرجیرک ها را می داد،

و به لباس های ریون خنک و رنگارنگ؛ نمی اندیشم!

می خواهم تمامأ برف باشم. فکرهایم، رویاهایم، آرزوهایم، همه سفید هستند و سفید...

دیگر به گذشته ها نمی اندیشم.

نه آفتابش را می خواهم و نه ابرهای شبیه حیواناتش را !

نه به صدای وزش نسیمش لای برگهای سبز دشتهایش می اندیشم و نه به رودهایش.

برای چشم های من تمام منظره پشت پنجره آینده است.

از پشت تپه های سفید و درختان یخ زده، انوار طلایی آفتاب ملایم زمستان را می بینم

و به بهاری که خواهد آمد، امیدوارم.


پنجشنبه
95/11/14



مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب نامه ها و خاطره ها
برچسب ها : درختان یخزده-دلنوشته-دلنوشته مهتاب-


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سمانه شنبه 16 بهمن 1395 06:14 ب.ظ
سلام دوست عزیز وبلاگی خوبی دارید..

در صورت تمایل به خرید سایت با نازلترین قیمت به همراه هاست و دامنه رایگان یکساله ، به وب سایت سایت ساز مراجعه و وب سایت های آماده را ببینید...

http://sitesazz.ir
سمانه شنبه 16 بهمن 1395 04:18 ب.ظ
سلام دوست عزیز وبلاگی خوبی دارید..

در صورت تمایل به خرید سایت با نازلترین قیمت به همراه هاست و دامنه رایگان یکساله ، به وب سایت سایت ساز مراجعه و وب سایت های آماده را ببینید...

http://sitesazz.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
درده قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصه خیال که آمد کدام رفت

بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد
در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز به دارالسلام رفت

نقد دلی که بود مرا صرف باده شد
قلب سیاه بود از آن در حرام رفت

در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
می ده که عمر در سر سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که باده نابش به کام رفت

..............................

 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  آزمون روانشناسی , تست روانشناسی , داستان دنباله دار , دلنوشته , عکاسی های مهتاب , عکاسی های خودم , دانلود آهنگ , روانشناسی , دلنوشته عاشقانه , داستان های مهتاب ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ