معرفی فیلم کوایدان- Kwaidan
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 چهارشنبه 8 دی 1395
زمان :
 06:39 ب.ظ
نظرات |

کوایدن (به معنای داستان های ارواح) فیلمی زیبا ساخت سال 1964 کشور ژاپن و شامل چند افسانه است

به کارگردانی ماساکی کوبایاشی.

نتیجه تصویری برای فیلم کوایدان

افسانه سیاه گیسو ،افسانه زن برفی، افسانه هوویچی بی گوش و یک افسانه ناتمام به نام یک استکان چایی.

خلاصه داستان اول:
مردی که در کیوتو زندگی می‌کند، از زن دوزنده‌اش که او را بسیار دوست دارد جدا می‌شود

 تا برای بدست آوردن وجهه اجتماعی بهتر و پول بیشتر با زن دیگری ازدواج کند. ازدواجش ناموفق است و زن

 دوم او را از خانه‌اش بیرون می‌اندازد. او به پیش زن اولش برمی‌گردد که او را بی هیچ مشکلی می‌پذیرد.

پیش از خواب مرد به وی قول می‌دهد که دیگر هیچوقت او را ترک نکند اما وقتی از خواب برمی‌خیزد می‌بیند

 که از همسرش چیزی جز لباس، موی مشکی و جمجمه‌اش باقی نمانده‌است.

زن برفی مرد جوان هیزم کشی را در سرما از مرگ نجات می دهد
به این شرط که او هیچگاه دراین‌باره با کسی

 سخن نگوید. او به خانه بازگشته و پس از مدتی با زن زیبای جوانی که اخیراً وارد دهکده شده عروسی می‌کند.

 یک دهه بعد، که او صاحب فرزند شده، شبی متوجه شباهت زنش به زن برفی می‌شود و با او درباره زن برفی

می‌گوید؛ زن او که واقعاً همان زن برفی بوده و به خاطر علاقه‌اش به مرد به این شکل درآمده، ناگهان به شکل

 اصلی خود درمی‌آید و پس از یادآوری قول مرد می‌گوید که به خاطر فرزندانش از خون او می‌گذرد و می‌رود.



خلاصه بقیه داستان ها در ادامه مطلب....

هوییچی بدون گوش: هوییچی یک سازنواز نابینا بود. ارواح صدای او را می‌شنوند و روح یک جنگنجوی هر

روز به دنبال او آمده و او را به مکانی می‌برد تا برای ارواح خاندان امپراتوری درگذشته، داستان نبردی را که

در آن کشته شدند بخواند. این کار باعث ضعیف شدن او می‌شود. راهبان برای اینکه دیگر ارواح او را نتوانند

ببینندو از دست ارواح در امان باشد، دعایی مقدس بر سرتاسر بدن او می‌نویسند: اما راهبان گوش‌های او را

فراموش می‌کنند و همین باعث می‌شود که شب بعد، ارواح که فقط گوش‌های او را می‌بینند آنها را بکنند.

در یک فنجان چای،
نویسنده‌ای داستانی را تعریف می‌کند درباره یک سامورایی که در هنگام خوردن فنجانی

چای تصویر صورت مردی را می‌بیند که به او می‌خندد. آن تصویر متعلق به روح سامورایی دیگری است که

 شب بعد به نزدش می‌آید اما او با شمشیرش به او حمله کرده و شکستش می‌دهد. شب بعدی، ارواح دیگری

 برای کشتن سامورایی و انتقام می‌آیند. داستان با گفتن اینکه نویسنده بقیه آنرا ننوشته ناتمام می‌ماند.


مرتبط با : دانلود آهنگ،ترانه یا فیلم و معرفی فیلم یا اشخاص
برچسب ها : معرفی فیلم کوایدان-معرفی فیلم ژآپنی kwaidan-هویچی بی گوش-


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امیر شنبه 20 آبان 1396 07:23 ب.ظ
یادش بخیر یک شب زمستون زمانی که دبیرستانی بودم تلویزیون این فیلم را که فکر کنم سه بخش بود پخش کرد.
مهتاب الف پاسخ داد:

FC2Live+ دوشنبه 10 مهر 1396 02:28 ب.ظ
ممنون از وبلاگ خوبتون
مهتاب الف پاسخ داد:

anime mobile شنبه 8 مهر 1396 01:24 ب.ظ
ممنون از وبلاگ خوبتون. به سایت ما هم حتما سر بزنید
مهتاب الف پاسخ داد:

پنجشنبه 16 دی 1395 06:31 ب.ظ
بالاخره دیدم فیلم رو. گویا قبلاها هم وقتی راهنمایی یا دبیرستان بودم دیده بودم! بخش سوم فیلم که راهبان گوش های هوییچی را دعا نمی نویسند و ارواح می تونند اونها رو ببینند رو قشنگ یادم مونده بود از بچگی.
منو یاد سه گانه فیلم گزل (آقای سجادی) می اندازه این فیلم.
قشنگ افسانه های قدیم ژاپن رو با هم جمع کرده.
ممنونم از شما بخاطر یادآوری این فیلم.
قلم تان مانا ، مهرتان افزون ...
مهتاب الف پاسخ داد:

خواهش میکنم
من اون سه گانه رو ندیدم متأسفانه.
وقت کنم حتمأ می بینم


karneme دوشنبه 13 دی 1395 11:50 ب.ظ
درود
سپاس از شما
یادم باشه امشب با اشانتیون دانلود رایگان آسیا.تک بدانلودیم!
دلبسته فیلم های چشم بادامی ها هستم
برای همین با همت بنده اسم انتشارات مان را گذاشتیم ساداکو www.sadako.ir امیدوارم بتونم روزی بورسیه مونبوشوکاکوگوشوی وزارت علوم این کشور رو بگیرم برم اونجا ادامه تحصیل
اینم یک کلیپ خوب ژاپنی در کانال بنده در آپارات: http://www.aparat.com/v/x7CF5
پیروز باشید
مهتاب الف پاسخ داد:

ممنون دوست عزیز
امیدوارم که بتونید به هدفتون برسین
وارد وبلاگتون شدم اما متأسفانه نشد نظرم رو ثبت کنم. نمیدونم مشکل چی بود!
کلیپ زیبایی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
درده قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصه خیال که آمد کدام رفت

بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد
در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز به دارالسلام رفت

نقد دلی که بود مرا صرف باده شد
قلب سیاه بود از آن در حرام رفت

در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
می ده که عمر در سر سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که باده نابش به کام رفت

..............................

 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  داستان های خودم , تست روانشناسی , داستان دنباله دار , دانلود آهنگ , آزمون روانشناسی , دلنوشته , دلنوشته عاشقانه , عکاسی های خودم , روانشناسی , داستان های مهتاب ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ