تبلیغات
شب مهتابــــــــی - اتوبوس

تو با خدای خود انداز کار، و دل خوش دار...........که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند !

 
اتوبوس
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 28 تیر 1395
زمان :
 08:27 ب.ظ
نظرات |



دیشب بود. دقیقأ چه ساعتی؟ نمیدانم... تنها میدانم که به اندازه تمام باورهایم شب بود. روی زمین

سنگلاخ ایستاده بودم و به جاده - تنها مکان روشن در آن وهم بی معنا- خیره ... چقدر ناامیدانه به

جاده می نگریستم و بعد آمدند. بی صدا با پاهایی خیس روی گونه هایم رژه رفتند و در گوشۀ غمناک

لبم، فنا شدند. پلک زدم و سرجایم نشستم. فریادم آنقدر بی اثر بود که حتی سکوت را نمی شکست.

نه نه نه .... و بعد آمد. همان طور که همیشه درست به موقع می آمد. بدون مبدأ، بدون مقصد و حتی

بدون راننده. اتوبوسی قرمز بود با خط های سیاه، یا شاید سیاه با خط هایی قرمز و نوشته ای ناخوانا.

اما نو و زیبا بود. انگار هدف داشت و میدانست به کجا می رود. خودِ اتوبوس می دانست. برای من

ایستاده بود. هرجا که می ایستادم ایستگاه بود و میدانستم در هر ایستگاه دیر یا زود اتوبوسی خواهد

ایستاد. امیدوارانه سوار شدم. به جای خالی راننده نگاه کردم، گاهی یک مرد میانسال نسبتأ چاق بود

که سکوت می کرد و گاه فقط یک پردۀ تاریک. هرجا دلم میخواست می توانستم بنشینم و من در وسط

می نشینم. از ردیف های جلو می ترسم، از ردیف های عقب می ترسم. از تنهایی می ترسم. می خواهم


دستانی را در دست بگیرم که ناله هایم را می شناسند. نشستم، در سکوت و امیدوار. مرز بین امید و

ناامیدی، خیال و واقعیت، زندگی و مرگ ... تنها یک پنجره بود و بعد آدمها آمدند. آنها از قبل آنجا

بودند اما نادیدنی. کم کم چهره ها پدیدار شد و صداها جان گرفت. خنده ها درخشید و دستها رقصید.

من همه را به خلوتم دعوت کردم، اما تو آنجا نبودی. پشت تپه های دور دست کتاب، لای قصه های

بی سرانجام، مثل جای یک زخم ... بودی اما دیگر نبودی. خودم را از لابلای تصاویر شیشه ها جمع

کردم و توی قابی سخت از جنس فراموشی ریختم. دیگر چیزی نیست، نه مقصدی و نه مبدأیی.

می توان پیاده شد و در گیجی جاده گم شد یا رفت و رفت و رفت تا................

آخرین روزهای تیر 95


مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته-دلنوشته اتوبوس-دلنوشته های مهتاب-دلنوشته های خودم-


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
کدام راه مرا میبرد به باغ فواصل؟

عبور باید کرد...

صدای باد می آید

عبور باید کرد

و من مسافرم ای بادهای فرسوده

مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید...

..........................................................


تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست / نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست!


فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم / که هرچه رود در این سرزمین مسافر توست


همان بس است که با سجده دانه برچیند / کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست!


به وصف هیچ کس جز تو دم نخواهم زد / خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست!


که گفته است که من شمع محفل غزلم؟! / به آب و آتش اگر می زنم بخاطر توست


"فاضل نظری"


.................................
دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است

چه کرده ای که ز بود و نبودت آزرده است



به عکس های خودم خیره ام ، کدام منم ؟

زمانه خاطره های مرا کجا برده است



چه غم که بگذرد از دشت لاله ها توفان

که مرگ دلخوشی غنچه ها پژمرده است



اگر سقوط بهای بلند پروازیست

پرنده ی دل من بی سبب زمین خورده است



از این به بعد به رویم در قفس مگشای

چرا که طوطی این قصه پیش از این مرده است



فاضل نظری

........................................



زیر تاریکی شب

دیدن مهتاب قشنگ است

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز که هست !

حس پرواز قشنگ است

قلمم

دفتر شعرم

همه را باد ربود

خبری نیست

رقص ژولیدۀ نیزار قشنگ است

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه کن

گریه قشنگ است!)


......................................................

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش / که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند / هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

تو با خـدای خود انداز کار و دل خوش دار / که رحم اگر نکند مدعی؛خـدا بکند!

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری / به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد / مگر دلالت این دولتش صبا بکند
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  کدامیک از قسمتهای وبلاگ شب مهتابـــــــی را بیشتر می پسندی؟(میتونی چند گزینه رو انتخاب کنی)









 
   
   
   
 
 
   
   
   
  دلنوشته , روانشناسی , عکاسی های خودم , دلنوشته عاشقانه , داستان های خودم , آزمون روانشناسی , راه رسیدن به رویاها , داستان های مهتاب , تست روانشناسی , داستان دنباله دار ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ