تبلیغات
شب مهتابــــــــی - داستان اسرار آینه-قسمت بیست و یکم
 
داستان اسرار آینه-قسمت بیست و یکم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 2 دی 1395
زمان :
 08:00 ق.ظ
نظرات |

http://s6.picofile.com/file/8217300892/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87.jpg


دادا گفت:"هجده سال بعد در کوچه ای خالی که به پارکی قدیمی منتهی می شد با هم رو به رو شدیم. موهای

بورش پر از تارهای سفید شده بود. با دیدنم لبخند زد و سرش را پایین انداخت. مرا شناخته بود یا یاد چیز

دیگری افتاده بود، نمیدانم. من فقط لبخندش را فهمیدم و حس خوبی که آن لبخند به من می داد. بعد خیلی

ساده از کنار هم گذشتیم. در شهر کوچکمان پیدا کردن او کار سختی نبود. آن زمان علی محمد کاملأ پیر و ناتوان

شده بود، احمد تازه به جوانی رسیده و محمد سال اول دبیرستان بود. زهرا در حیاط خانه با عموزاده هایش

بازی می کرد و لیلا شیرخواره بود." اشک هایش را با گوشه روسریش پاک کرد. هانا با ناراحتی گفت:"خدا
همه رفتگان را بیامرزد". دادا گفت:" ان شاء الله". هانا گفت:" اگر صحبت کردن در مورد آنها آزارتان می دهد..."

دادا گفت:"نه، نه. عیبی ندارد. با حرف زدن سبک می شوم". هانا دراز کشید و سرش را روی زانوی مادربزرگش

گذاشت:" بعد از هجده سال، دیدارتان همین بود؟" دادا گفت:" بعد از چند ماه جنگ شروع شد. سال های

سختی بود. شبهای بمباران و ترس و افسردگی و روزهای گرسنگی و قحطی و ناامیدی. هشت سال سخت

گذشت. واقعأ سخت... در دوران جنگ مردم از ترس جان به شهرهای دیگر سفر می کردند و آن ها که به

دلایل مختلف قادر به ترک شهر نبودند، به کوه های اطراف پناه می بردند. ما هم جزء دسته دوم بودیم.

زندگی مثل مردم ایلیاتی
در کوه، برای ما شهری ها بسیار سخت و طاقت فرسا بود. خانه و زندگیمان را در

شهر رها کرده بودیم و زیر چادر به سر می بردیم. بیماری قلبی علی محمد روز به روز  بدتر می شد و نیاز

به مراقبت بیشتری داشت. بعد از مرگ زهرا، او نیز زیاد دوام نیاورد." موبایل هانا زنگ خورد:"ببخشید دادا"

مادرش پشت خط بود:" سلام عزیزم. خوبی؟ غذا خورده ای؟ کی برمیگردی؟" هانا از این سوال بیزار بود،

با این حال پاسخ داد:" به زودی." دادا گفت:"بقیه را باید خودت ببینی. نمی شود که همه را من بگویم."

یک هفته خیلی زود گذشت و هانا مجبور شد وسایلش را جمع کند. پیش از رفتن برای آخرین بار نگاهی

به آینه انداخت و آخرین دیدار دادا و آن سرباز مو بور را دید.


مرتبط با : داستان های مهتاب
برچسب ها : اسرار آینه-داستان اسرار آینه-داستان های خودم-داستان های مهتاب-


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسی بوی چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 10:02 ب.ظ
جنوبی نیستین یعنی غرب ایران،یعنی احتمال قوی کردهای عزیز. اونجا که ترک یا لر نداره؟؟
جالبه،
چندتا از دوستای خوبم کرد هستن. شدیدا باهوش و درسخون. یه جورایی "نام خدا" باید گفت بهشون.
اخرای بهار و تابستون دفاع تز دکتری دارن. همین دانشگاه تهران.
درود و رحمت بر شما
مهتاب الف پاسخ داد:

چه خوب!
موفق باشن
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 11:35 ب.ظ
نوشتتون یه جاهایی از کتاب" صداهایی از چرنوبیل" را در ذهنم اورد
شاد و سربلند باشین
مهتاب الف پاسخ داد:

این کتاب رو نخوندم.حتمأ میخونمش
ممنون از نظرتون
مسی بوی سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 11:33 ب.ظ
سلام
جنگ،درد، رنج و...
جنگ، مهربانی، فداکاری، بخشش و...
جنگ، خیانت، نامردی و...
جنگ، مرد شدن پسر بچه های مدرسه ای و...
...
برا بچه های جنوب و غرب ایران.
البته اصلا جنوبی/غربی بودنتون در نگاه اول محسوس نیست.
درود
مهتاب الف پاسخ داد:

سلام
جنوبی نیستم
جنگ،درد، رنج و...
جنگ، مهربانی، فداکاری، بخشش و...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  دلنوشته عاشقانه , آزمون روانشناسی , داستان دنباله دار , تست روانشناسی , دلنوشته , روانشناسی , دانلود آهنگ , داستان های خودم , داستان های مهتاب , عکاسی های خودم ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ