تو با خدای خود انداز کار، و دل خوش دار...........که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند !

 
شعر حافظ (فال امروز)
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 شنبه 5 تیر 1395
زمان :
 04:09 ق.ظ
نظرات |





دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

 ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

 به خط و خال گدایان مده خزینه دل

به دست شاهوشی ده که محترم دارد


 نه هر درخت تحمل کند جفای خزان

غلام همت سروم که این قدم دارد

 رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست

 نهد به پای قدح هر که شش درم دارد


 زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار

که عقل کل به صدت عیب متهم دارد


 ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان

کدام محرم دل ره در این حرم دارد


دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل

به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد

مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری

که جلوه نظر و شیوه کرم دارد


ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست

 که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد



مرتبط با : شعر و ترانه


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نیازمندی رایگان هفته بازار جمعه 11 تیر 1395 11:02 ق.ظ
هدیه ویژه به شما : ثبت آگهی رایگان لینک دار
حامد جمعه 11 تیر 1395 01:09 ق.ظ
سلام خوبی وب عالی داری موفق باشی تو هم یه سری به من بزن پشیمون نمیشی . نظرت در مورد تبادل لینک چیه؟
مجید شنبه 5 تیر 1395 07:36 ب.ظ
درود بر شما

شعرهای بسیار خوبی انتخاب می کنید.
مهتاب الف پاسخ داد:

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
کدام راه مرا میبرد به باغ فواصل؟

عبور باید کرد...

صدای باد می آید

عبور باید کرد

و من مسافرم ای بادهای فرسوده

مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید...

..........................................................


تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست / نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست!


فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم / که هرچه رود در این سرزمین مسافر توست


همان بس است که با سجده دانه برچیند / کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست!


به وصف هیچ کس جز تو دم نخواهم زد / خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست!


که گفته است که من شمع محفل غزلم؟! / به آب و آتش اگر می زنم بخاطر توست


"فاضل نظری"


.................................
دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است

چه کرده ای که ز بود و نبودت آزرده است



به عکس های خودم خیره ام ، کدام منم ؟

زمانه خاطره های مرا کجا برده است



چه غم که بگذرد از دشت لاله ها توفان

که مرگ دلخوشی غنچه ها پژمرده است



اگر سقوط بهای بلند پروازیست

پرنده ی دل من بی سبب زمین خورده است



از این به بعد به رویم در قفس مگشای

چرا که طوطی این قصه پیش از این مرده است



فاضل نظری

........................................



زیر تاریکی شب

دیدن مهتاب قشنگ است

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز که هست !

حس پرواز قشنگ است

قلمم

دفتر شعرم

همه را باد ربود

خبری نیست

رقص ژولیدۀ نیزار قشنگ است

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه کن

گریه قشنگ است!)


......................................................

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش / که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند / هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

تو با خـدای خود انداز کار و دل خوش دار / که رحم اگر نکند مدعی؛خـدا بکند!

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری / به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد / مگر دلالت این دولتش صبا بکند
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  کدامیک از قسمتهای وبلاگ شب مهتابـــــــی را بیشتر می پسندی؟(میتونی چند گزینه رو انتخاب کنی)









 
   
   
   
 
 
   
   
   
  داستان های مهتاب , دلنوشته عاشقانه , داستان های خودم , عکاسی های خودم , راه رسیدن به رویاها , داستان دنباله دار , روانشناسی , تست روانشناسی , آزمون روانشناسی , دلنوشته ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ