تبلیغات
شب مهتابــــــــی - دلنوشته من برای خانم کاکی
 
دلنوشته من برای خانم کاکی
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 پنجشنبه 3 تیر 1395
زمان :
 10:05 ب.ظ
نظرات |


http://s6.picofile.com/file/8212492800/CYMERA_20150916_130728.jpg


خانم کاکی کوچولوی من !

چیزی به وقت خداحافظی نمونده... دل نگرانتم، اما میدونم این دل نگرانی خیلی طول نمی کشه.

نه این که دلتنگی از بین بره، نه! فقط موضوعش عوض میشه... امروز دل تنگ توأم، دیروز دل تنگ

کاج های حیاط بودم و فردا خدا میدونه....شاید دل تنگ صدای ماشین هایی که از خیابونمون

عبور میکنن...

خانم کاکی! زندگی خیلی عجبیه. هم خیلی تند میگذره و هم خیلی کند. عمر شادی ها و غم هاش

خیلی کوتاهه، مثل فاصلۀ بازیهای کودکی و تماشای بازی های بچه ها ! من... خیلی درباره ش فکر

می کنم، دربارۀ این که ارزش زندگی به چیه؟ و هیچ جوابی بهتر از این پیدا نمیکنم: تنها چیز مهم

تو زندگیم لحظاتی بود که در کنار عزیزانم، خانواده ام سر شد...

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد /  باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

خانم کاکی

این روزها هوا اونقدر گرمه که فکرهام توی هوا بخار میشن، اما ته دلم یخ زده. انگار یه قندیل بزرگ

به جای دست راستم و یه تیکه یخ شکسته توی سرم دارم... خسته و کوفته به بعد از اذان فکر

میکنم. یادم می افته که نباید، نباید ظهرهای گرم به بازی خورشید روی آجرها نگاه کرد. بعضی

چیزها فقط یکبار اتفاق می افته و بعد از اون تکرار خاطراتش هم فقط تکرار آخرین باریه که بهش

فکر کردی، نه خودش!

اینجا رو دوست دارم، خورشید جوری می تابه که انگار هرگز قرار نیست چیزی در لحظه های ما

تغییر کنه. می خندیم و بزرگ شدن ها رو در سکوت ثابت عمرمون، نگاه می کنیم...

خانم کاکی

وقتی برگردم تو هم برای خودت خانمی شدی. از پنجره به دوردستها نگاه میکنی و سرسبزانه به

روی زندگی لبخند میزنی (امیدوارم....)


تیرماه 95


مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته های من-دلنوشته-خانم کاکی-


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  دانلود آهنگ , تست روانشناسی , روانشناسی , دلنوشته عاشقانه , آزمون روانشناسی , دلنوشته , داستان های مهتاب , داستان های خودم , عکاسی های خودم , داستان دنباله دار ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ