تبلیغات
شب مهتابــــــــی - دلگیرم از دنیا

تو با خدای خود انداز کار، و دل خوش دار...........که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند !

 
دلگیرم از دنیا
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 21 دی 1394
زمان :
 07:12 ب.ظ
نظرات |



دلم گرفته است.... به اندازه تمام روزهایی که در تنهایی به دیوارها فکر میکردم.تمام روزهایی که به یاد

می آوردم که دختران ده ساله چقدر میتوانند غمگین باشند....جاسیگاری ها ،انعکاس خورشید در جوی

آب ،کلوچه های گرم و شیرین و گلبرگهای قرمز درخت انار روی موزائیک های خیس از نفت.....دلم گرفته

است .مثل تمام شبهایی که ماه توی آسمان در میان ساختمانهای کوتاه و بلند ،تنها ایستاده بود و به

افول خود فکر میکرد.... دلم گرفته است مثل خودم. مثل دستخطی کج و معوج و دردی که در بازویم

می پیچد.... نه این تمام خاطرۀ من نبود ! من چیزی داشتم بزرگتر از بادکنکهای قرمز و صورتی ،شاید

بلندتر از قامت درختها و حصار ها .من چیزی داشتم که عروسک نبود ! رنگی به درخشانی خورشید ،

شعله ای به گرمای کف بینی فالگیرها.... به زیبایی صدای جیرجیرکها در آسمان لایتناهی شب .من

در خاطره هایم چیزی داشتم مثل امید ،بلند پرواز و هوس انگیز .مثل تکرار جمله های زیبا در زیرزمین ها

و سالنهای تاریک.... مثل احساس خوب گم شدن در صف نماز جماعت ،گناهکارانه در میان جماعت

بیخیال ! با امید زندگی در خیال .


مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
کدام راه مرا میبرد به باغ فواصل؟

عبور باید کرد...

صدای باد می آید

عبور باید کرد

و من مسافرم ای بادهای فرسوده

مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید...

..........................................................


تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست / نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست!


فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم / که هرچه رود در این سرزمین مسافر توست


همان بس است که با سجده دانه برچیند / کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست!


به وصف هیچ کس جز تو دم نخواهم زد / خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست!


که گفته است که من شمع محفل غزلم؟! / به آب و آتش اگر می زنم بخاطر توست


"فاضل نظری"


.................................
دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است

چه کرده ای که ز بود و نبودت آزرده است



به عکس های خودم خیره ام ، کدام منم ؟

زمانه خاطره های مرا کجا برده است



چه غم که بگذرد از دشت لاله ها توفان

که مرگ دلخوشی غنچه ها پژمرده است



اگر سقوط بهای بلند پروازیست

پرنده ی دل من بی سبب زمین خورده است



از این به بعد به رویم در قفس مگشای

چرا که طوطی این قصه پیش از این مرده است



فاضل نظری

........................................



زیر تاریکی شب

دیدن مهتاب قشنگ است

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز که هست !

حس پرواز قشنگ است

قلمم

دفتر شعرم

همه را باد ربود

خبری نیست

رقص ژولیدۀ نیزار قشنگ است

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه کن

گریه قشنگ است!)


......................................................

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش / که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند / هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

تو با خـدای خود انداز کار و دل خوش دار / که رحم اگر نکند مدعی؛خـدا بکند!

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری / به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد / مگر دلالت این دولتش صبا بکند
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  کدامیک از قسمتهای وبلاگ شب مهتابـــــــی را بیشتر می پسندی؟(میتونی چند گزینه رو انتخاب کنی)









 
   
   
   
 
 
   
   
   
  داستان دنباله دار , دلنوشته , دلنوشته عاشقانه , روانشناسی , داستان های خودم , عکاسی های خودم , آزمون روانشناسی , تست روانشناسی , راه رسیدن به رویاها , داستان های مهتاب ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ