تبلیغات
شب مهتابــــــــی - دلم میخواد برم
 
دلم میخواد برم
نویسنده :
 مهتاب الف
تاریخ :
 دوشنبه 14 مرداد 1392
زمان :
 09:47 ب.ظ
نظرات |



گاهی خیلی خسته میشم....اونقدر که دلم فقط یه جاده میخواد برای رفتن؛رفتن و برنگشتن.دلم میخواد تنها برم،دست تو دست نسیم بریم به سمت هیچ چیز....بریم به سمت ناشناخته ها،نادیدنی ها،ناگفتنی ها....دلم میخواد برم اما همراه تو...نه این تویی که الآن هستی و من نمی شناسمت...همراه اون تویی که یه زمانی مالِ من بود!


دلم میخواد همه چیز رو بذارم و برم.از زندگی خسته نشدم،از تو هم خسته نشدم..از خودم خسته شدم.از این نفس هایی که اسیرم میکنه،که نمیذاره بپرم،نمیذاره آزاد بشم.هربار جوجه ای رو می بینم که تو پاییز می میره زندگیم به پایان میرسه.هربار برگی رو می بینم که نمیتونه بهار بعدی رو ببینه،روحم پژمرده و خشک میشه.هربار تورو می بینم که دیگه خودت نیستی دلم میخواد من هم نباشم....
کاش میشد بعضی روزها رو قاب کرد و روی دیوار چسبوند...یا بعضی آدمها رو توی گلدان گذاشت و کاشت که رشد کنن و بزرگ بشن ولی هیچ جا نرن!کاش می شد بعضی حرفها رو با مداد صورتی دوباره رنگ زد...یا گذشته ها رو شست و روی طناب جلوی آفتاب پهن کرد....
دلم میخواد امشب برم یه جای دور،همراه خدا برم.از همه دور بشم حتی از خودم.خیلی خسته ام،خیلی!نمیدونی چقدر دلم لک زده برای بستنی هایی که میون حرفهامون آب می شد...دو قلو بودن هم دنیایی داره واسه خودش...کاش می شد دوباره...بی خیال!میدونم که نمیشه.نه روزها رو میشه قاب کرد نه آدمها رو میشه کاشت و نه گذشته رو میشه شست و از فراموشی پاک کرد....
فقط از خدا یه فرصت کوچیک میخوام برای خوابیدن....که سرم رو بذارم رو بالشت و همه چیزو فراموش کنم...حتی خودم رو.
امشب اگه تو خاطرت راه پیدا کردم،از ته دل دعام کن.خدا دعای فرشته ها رو دوست داره.ازش بخواه ....نمیدونم،یه چیزی ازش بخواه.هرچی که دلت میخواد،فقط برام دعا کن و بدون که بی دعات زندگی خیلی سخته...



مرتبط با : شعرها و دلنوشته های مهتاب
برچسب ها : دلنوشته-دلنوشته عاشقانه-


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
arman چهارشنبه 16 مرداد 1392 10:31 ب.ظ
ایشالا همیشه شاد باشین
بسیار زیبا بود
مهتاب الف پاسخ داد:

خواهش میکنم.ممنون:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
خلوتم پر شده از تاریكی

زیر تاریكی شب دیدن مهتاب قشنگ است.

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز كه هست.حس پرواز قشنگ است.

قلمم.دفتر شعرم.همه را باد ربود.

خبری نیست.

رقص ژولیده نی زار قشنگ است.

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه كن.گریه قشنگ است.)

به كسی كینه نگیرید

دل بی كینه قشنگ است

به همه مهر بورزید.

به خدا مهر قشنگ است.

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است.

بوسه بر دست پدر.

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است.

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است.

نزنید سنگ به گنجشك

پر گنجشك قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است.

چندشت میشود از كرم.

ولی كرم قشنگ است.

نسترن را بشناسید

یاس را لمس كنید

به خدا لاله قشنگ است.

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است.

بشناسید خدا

هر كجا یاد خدا هست

هر كجا نام خدا هست

سقف آن خانه قشنگ است.

اندكی شعر بخوانید.

غزل حافظ و سعدی

مولوی.فایز و خیام

شهریار. پروین.بهار

بشناسید فروغ

اخوان. شاملو.فریدون

گاه گاهی قیصر...

یاد سهراب به خیر

(روی قانون چمن پا نگذارید)

شعر سهراب قشنگ است.

حس سهراب قشنگ است.

خط به خط...واژه به واژه ...بنویس

شعر قشنگ است.

نغمه ساز قشنگ است.

نت گیتار قشنگ است.

ناله تار قشنگ است.

عشق كه آزاد شود كوچه قشنگ است.

همه شهر قشنگ است

اگر از زاویه عشق به دنیا نگری...

ذره ای زشت نبینی.

در و دیوار قشنگ است.

..............................

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

..............................

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگو من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  وبلاگ شب مهتابی را چطور می بینی؟






 
   
   
   
 
 
   
   
   
  دلنوشته , روانشناسی , داستان های مهتاب , دانلود آهنگ , داستان دنباله دار , داستان های خودم , دلنوشته عاشقانه , عکاسی های خودم , تست روانشناسی , آزمون روانشناسی ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ