تبلیغات
شب مهتابــــــــی - پروفایل مدیر وبلاگ

تو با خدای خود انداز کار، و دل خوش دار...........که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند !

 


  

     نام : مهتاب


     متولد: 31 شهریور 63


     تحصیلات: دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره (گروه روانشناسی)


     فعالیتها و علاقمندیها: نویسندگی ،شعر ،رمان ،روانشناسی ،شنا ،فیلمهای روز دنیا ،زبان انگلیسی ،وبلاگ


     نویسی ،مسافرت و.........


     درباره من: یکبار تو بچگی گم شدم و گشتم تا خودم رو پیدا کنم.هنوز هم دارم می گردم اما بی نتیجه !


     هرگز نفهمیدم واقعأ کی هستم؟ چرا دارم زندگی میکنم؟ قراره به کجا برسم؟ چرا باید به جایی برسم؟


     هنوز نمیدونم که تو این دنیا چقدر وجود دارم؟ چرا وجود دارم؟


     این اولین باره که از خودم می نویسم ،صادقانه و بدون ترس......از خوندن کتابی که منو از یاد خودم


     ببره لذت می برم ،و از دیدن آدمی که منو با خودم آشتی بده. غار حرایی دارم که هرجا میرم با خودم


     میبرمش ؛و اشکهایی که سرچشمۀ ناپیدایی دارن ؛و همیشه دوستی هست که تو اوج تنهایی هام دلگرم


     حرفهاش باشم و قلمی که دردهام رو بنویسم و بنویسم و بنویسم....


     شاید زیاد مذهبی نباشم ،نمیدونم.... اما خدایی دارم که یکریز در خونه اش رو میزنم و میدونم که بدون


     اون گم میشم.

 
کدام راه مرا میبرد به باغ فواصل؟

عبور باید کرد...

صدای باد می آید

عبور باید کرد

و من مسافرم ای بادهای فرسوده

مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید...

..........................................................


تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست / نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست!


فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم / که هرچه رود در این سرزمین مسافر توست


همان بس است که با سجده دانه برچیند / کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست!


به وصف هیچ کس جز تو دم نخواهم زد / خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست!


که گفته است که من شمع محفل غزلم؟! / به آب و آتش اگر می زنم بخاطر توست


"فاضل نظری"


.................................
دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است

چه کرده ای که ز بود و نبودت آزرده است



به عکس های خودم خیره ام ، کدام منم ؟

زمانه خاطره های مرا کجا برده است



چه غم که بگذرد از دشت لاله ها توفان

که مرگ دلخوشی غنچه ها پژمرده است



اگر سقوط بهای بلند پروازیست

پرنده ی دل من بی سبب زمین خورده است



از این به بعد به رویم در قفس مگشای

چرا که طوطی این قصه پیش از این مرده است



فاضل نظری

........................................



زیر تاریکی شب

دیدن مهتاب قشنگ است

چه خیالی است اگر بال ندارم؟

حس پرواز که هست !

حس پرواز قشنگ است

قلمم

دفتر شعرم

همه را باد ربود

خبری نیست

رقص ژولیدۀ نیزار قشنگ است

در و دیوار اگر غم دارد

(گریه کن

گریه قشنگ است!)


......................................................

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش / که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند / هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

تو با خـدای خود انداز کار و دل خوش دار / که رحم اگر نکند مدعی؛خـدا بکند!

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری / به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد / مگر دلالت این دولتش صبا بکند
 

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Delivered by FeedBurner

  کدامیک از قسمتهای وبلاگ شب مهتابـــــــی را بیشتر می پسندی؟(میتونی چند گزینه رو انتخاب کنی)









 
   
   
   
 
 
   
   
   
  راه رسیدن به رویاها , عکاسی های خودم , تست روانشناسی , دلنوشته عاشقانه , داستان های مهتاب , آزمون روانشناسی , داستان دنباله دار , روانشناسی , دلنوشته , داستان های خودم ,  
  » تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
 
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به شب مهتابــــــــی می باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ